تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394 | 00:58 | نويسنده : salameycity
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٢
 

 مهدی (زین الدین)  به قم نمی آمد،مگر برای انجام مأموریتی و سر راهش،از من که مادرش بودم  و همسر و فرزندش نیز حالی می پرسید! در یکی از همین مأموریتها به قم، چیزی نگذشت که با عجله کفش و کلاه کرد که برود.  _گفتم کجا؟ گفت:وقت کم است باید برگردم خط. _پس زن و بچه ات چی؟ به آنها هم سری می زنم... _پس مرا به بازار ببر تا برای بچه ات چیزی بخرم. نه بهتر است شما با تاکسی بیایید.   _با تعجب گفتم: بازار که سر راه توست!  با معصومیت خاصی گفت: ولی مادر! این ماشین دولتی است و استفاده شخصی از آن صحیح نیست. همین مقدار که شما درش را باز و بسته می کنید و روی صندلی اش می نشینید، موجب استهلاکش می شود.

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٢
 

گوشش را گرفته بود و پیاده اش  کرد و گفت: بچه این دفعه چهارمه که پیاده ات می کنم. گفتم نمی شه. برو. گریه کرد، التماس  کرد ولی فایده نداشت. یواشکی رفته بود. از پنجره، از سقف، هر دفعه هم پیدایش کرده بودند. خلاصه نذاشتن سوار قطار بشود. توی ایستگاه قم مأمور قطار خم شد قطار رو چک کنه... دیده بود پسر نوجوانی به میله های قطار آویزان است. با لباس های پاره و دست و پای روغنی و خونی. دیگر دلشان نیامد برش گردانند.

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٢
 

منتظر بودم تا  امتحان ها  تموم  بشه  و تابستون همراهش برم جبهه. بعضی  حرف  هاش   رو نمیفهمیدم.  میگفت:"خمپاره ها هم چشم دارند. "نشسته بودیم وسط محوطه، داشتیم قرآن میخوندیم. صدای سوت خمپاره  اومد. هر دو خوابیدیم زمین. گرد و خاک  که خوابید، بلند شدم، اما او نه. تازه فهمیدم خمپاره ها هم چشم دارند...

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٦
 

زمستان بود و دم غروب کنار جاده یک زن و ُیک مرد با یک بچه مونده بودن وسط راه. من و علی (شهید علی چیت سازیان) هم از منطقه بر می گشتیم. تا دیدشون زد رو ترمز و رفت طرفشون. پرسید:"کجا  می رین؟ "مرد گفت: کرمانشاه .  علی گفت: " رانندگی بلدی گفت بله بلدم!. علی رو کرد به من گفت: "سعید بریم عقب. "مرد با زن و بچه اش رفتن جلو و ما هم عقب تویوتا. عقب خیلی سرد بود، گفتم: آخه این آدم رو می شناسی که این جوری بهش اعتماد کردی؟. اون هم مثل من می لرزید، لبخندی زد و گفت:"آره، اینا همون کوخ نشینایی هستن که امام فرمود به تمام کاخ نشین ها شرف دارن. تمام سختی های ما توی جبهه به خاطر ایناس."

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱
 

چیز زیادی از او نخواسته بودند، گفتنه بودند به خمینی توهین کن تا آزادت کنیم؛ همین! اما همین چیز کوچک برای او خیلی بزرگ بود. آنقدر بزرگ که حاضر شد بخاطرش ماه ها اسارت بکشد، با سر تراشیده در روستاهای اطراف چرخانده شود. ناخن هایش را بکشند و بعد از کلی شکنجه  زنده بگورش کنند. برای دختر هفده ساله ای بنام «ناهید فاتحی» که بعدها سمیه کردستان معروف شد، تحمل همه اینها آسانتر بود از آنکه به امام و رهبرش توهین کند.

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱
 

پرستار به صورت رنگ پریده و لب های ترک خورده مجروح حاج احمد هم متوسلیان نگاه کرد و بعد به پاهای زخمی اش. گفت: «برادر اجازه بدهید داروی بی هوشی تزریق کنم. این طوری کمتر درد می کشید.» حاجی هم ناله ای کرد و گفت: «نه! بی هوشم نکن! دارویت را نگهدار برای آنهایی که زخم های عمیق تری دارند.»

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳٠
 

آدم پرکاری بود ،دستش مجروح شده بود. اومده بود ملاقات آیت ا... خامنه ای که آن موقع رئیس جمهور بودند، حدود نیم ساعت با هم بودند. شب پیشم موند، تا نصفه شب این ور و اون ور تلفن میزد و کارهایش را دنبال می کرد، دیدم اینطوری نمیشه خوابید، ناچار بردمش تو اتاق دیگه، یک تلفن هم گذاشتم جلوش. تا سحر هر وقت از خواب بلند میشدم، بیدار بود و به جاهای مختلف زنگ می زد، آن شب اصلا نخوابید.

 راوی: علی شمقدری/ شهید محمود کاوه

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٧
 

با حالت قهر و ناراحتى بهش گفتم: "تا کى باید چشم به راهت باشم؟ نمى تونى بفهمى من چى مى کشم..؟ " گفت:"این بار که برگردم، نمیرم، تو هم چشم به راه نباش... "پیکرش که تشییع شد، نه رفت و نه مرا چشم به راه گذاشت.

 راوى: مادر شهید هادى مختارى دلیر

 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳
 

شنیده بودیم نماز جماعت و اول وقت برایش اهمیت دارد، ولی فکر نمی کردیم اینقدر مصمم باشد! صدای اذان که بلند شد، همه را بلند کرد، انگار نه انگار که عروسی است، اون هم عروسی خودش! یکی را فرستاد جلو، بقیه هم پشت سرش، نماز جماعتی شد به یادماندنی.

شهید محمد علی رهنمون

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٦
 

هم قد گلوله توپ بود. گفتم: چه جورى اومدى اینجا؟ گفت: با التماس! گفتم: چه جورى گلوله رو بلند م ىکنى میارى؟ گفت: با التماس! به شوخى گفتم، مى دونى آدم چه جورى شهید میشه؟ لبخندى زد و گفت: با التماس! تکه هاى بدنش رو که جمع م ىکردم فهمیدم چقدر التماس کرده!

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٦
 
 

سلام دوستان عذر میخام چن وقتی نبودم منو به خاطر ب روز نشدن وبلاگم ببخشید امیدوارم تو سال جدید با مدد خود شهدا در راستای زنده نگه داشتن یادشون بتونیم قم های مثبتی ورداریم

به امبد خلق حماسه ی سیاسی و اقتصادی تو  سال جدید

یا حق

بیسیم چی 313

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٦
 

 شنیده بود که عده ای هوای شهر زده سرشون. بلند شد و ایستاد مقابل جمع. کیپ تا کیپ توی سوله اطلاعات عملیات آدم نشسته بود. می ًگفت: «بچه ها حتما دونید که حکم اموال و اجناس وقفی چیه؟ می دونید که یه قرآن، یه مهر، یه کتاب، یه سجاده که وقف یه مسجد یا حسینیه باشه، باید اون قدر اونجا بمونه  ًیا لاشه اش را بیرون ببرند یا اصلا گم بشه من و شما وقف جبهه هستیم. نائب امام زمان هم واقف ماست. باید تا آخر عمر اینجا بمونیم که یا میون این بیابان ها گم بشیم و یا ...» صورت همه از اشک خیس شد. شده بود عین مجلس روضه امام حسین(علیه السلام). حالا دیگه کسی سخن نمی گفت و از برگشتن به زندگی و شهرش حرف نمی زد.

راوی: علی مساواتی همرزم  سردار شهید علی چیت سازیان

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
 

یک شب بارانی اطلاع دادند که سیل آمده است. ما آقا مهدی را که در آن زمان شهردار ارومیه بود خبر کردیم، افراد داوطلب به یاری آسیب دیدگان رفتند و آقا مهدی هم به سمت منطقه حرکت کرد. همه در حال کمک بودند، با خراب شدن دیوار، سقف خانه ها فرو میریخت. در کنار یک خانه پیرزنی فریاد میزد و مردم برای بیرون آوردن اثاثیه منزلش تلاش میکردند. در میان یاری دهندگان چشم پیرزن به آقا مهدی که سخت کار میکرد افتاد. به او نزدیک شد و گفت:خدا عوضت بدهد مادر! انشاءا... خیر ببینی! نمیدانم این شهردار کجاست. ای کاش یک ذره از غیرت و شرف شما در وجود او بود. آقا مهدی لبخند ملیحی زد و گفت:"بله مادر، ای کاش بود!"

راوی:اکبر پورجمشید

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٢
 

 آخرین بار که اومد گفت:"مادر! اگر شهید شدم من را حلال کنید". گفتم:"نه پسرم این حرف را نزن". نگاهش را از من دزدید و ادامه داد:"یکی از دوستانمان قبل از شهادت از مادرش خواست حلالش کند و مادر همین پاسخ شما را داد. اما در هنگام خاکسپاری وقتی مادر کنار پیکرش ایستاد. به قدرت حق چادر مادر را گرفت و مادر بی اختیار گفت:«عزیزم! حلالت کردم و بعد آرام آرام دست شهید از چادر مادر جدا شد». ساکش را بست و مقابل در ایستاد، دلم می خواست بدرقه اش کنم اما نگذاشت هیچ کس بدرقه اش نکرد... رفت و10 سال بعد برگشت.                

راوی:مادر شهید

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٤
 

آخرین باری که حاج عباس کریمى، فرمانده لشکر را دیدم، هنگامى بود که پوتین هایش را پوشید تا عازم خط بشه. شهید "دستواره  " هرکاری که میتونست، برای انصرافش انجام داد. آخه شهید "دستواره "دیده بود که "حاج همت "هم دم رفتن به جزیره ی جنوبى، چه حال و هوایى داشت، برای همین چشم دستواره از همون ماجرا ترسیده بود. حتى گریه کرد تا بلکه مانع از رفتنش به خط مقدم بشه، اما حاج عباس کوتاه نیومد. دیدیم شهید «دستواره» دو
پای حاجى را بغل زد و پاهاشو بوسید و  قسم داد تا بمونه، اما حاج عباس تصمیم خودش را گرفته بود. خم شد، «دستواره» را با ملاطفت از زمین بلند کرد و بهش گفت: «مرا جام دل از این یاد، خـــون است           

عروس وصل را، دامــاد، خـــون است

 لب شیرین دهـــد بر کوه کن پنـــــــد 

که مزد تیشه ی فرهاد، خون است»

راوی:همرزم شهید عباس کریمى

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٤
 

 بغض کرده بود. مى گفتند: بچه است اگر زخمی بشه، آه و ناله میکنه و عملیات را لو میده. شاید هم حق داشتند، نه اروند با کسی شوخی داشت نه عراقی ها. اگر عملیات لو می رفت غواص ها که فقط یک چاقو داشتند، قتل عام می شدند. فرمانده که بغضش را دید و اشتیاقش را، موافقت کرد.

...شب عملیات توی گل و لای کنار اروند تو ساحل فاو خیلى آروم و بى صدا کنار بقیه شهدا دراز کشیده بود. جفت پاهایش زودتر از خودش رفته بودند بهشت ، کوسه ها برده بودند ، دهانش را هم پر از گل کرده بود که عملیات را لو ندهد!...

 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱
 

در تفحص منطقه عملیاتی والفجر 1 ودر ارتفاع 112فکه، نوجوانی 16 -17 ساله را یافتیم ، آنجا که زمانی قلبش در آن می تپیده، برجستگی ای نظرم را به خود معطوف کرد. جلوتر رفتم و در حالی که نگاهم به پیکر استخوانی و اندام اسکلتی اش بود و از گودی محل چشمانش، معصومیت دیدگانش را می خواندم، آهسته دکمه های ب متوجه شدم یک کتاب ّلباس را باز کردم. در کمال حیرت و تعج و دفتر زیر لباس گذاشته بود. کتاب پوسیده را که با هر حرکتی برگ برگ و دست خوش باد می شد، برگرداندم. کتابی که ده سال تمام، با آن شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود و یک دفتر که درصفحات اولیه آن بعضی از دروس نوشته شده بود. مسئله ای که برایم جالب بود، این بود، که او قمقمه و وسایل اضافی همراه خود نیاورده و نداشت، ولی کسب علم و دانش، آنقدر برایش مهم بوده که در مجموعه عملیات کتاب و دفترش را با خود آورده بود تا هر جا از رزم فراغتی یافت، درسش را بخواند.

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳٠
 

یه پسر بچه اسیر ایرانی رو آووردیم که ازش حرف بکشیم

خیلی کم سن و سال بود

بهش گفتم: مگه سن سربازی تو ایران 18 سال تمام نیست

سرش را به علامت تایید نشون داد

گفتم تو که هنوز 18 سالت نشده!!!

بعد هم مسخره اش کردم و گفتم: شاید به خاطر جنگ ، امام خمینی کارش به جایی رسیده که دست به دامن شما بچه ها شده و سن سربازی رو کم کرده!!

جوابش خیلی من رو اذیت کردبا لحن فیلسوفانه ای گفت:

سن سربازی پایین نیومده ،سن عاشقی پایین اومده!

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۳
 

به همراه حاج حسین و فریدون سال 1365به گلزار شهدا رفتیم، درقطعه شهدا دو قبر آماده بود، فریدون با لبخند به خرازى گفت:«حاجى! دفعه دیگر اینجا جاى توست، با پاى خودت نمى آیى، تو را مى آورند». حاجى نگاهى مهربان به صورت فریدون کرد و پاسخ داد:«خوب تو را در قبر کنار من به خاک مى سپارند»، الحمدلله دو قبر در کنار هم هست». روز هشتم اسفندماه تلخ ترین روز زندگى ما بود، صبح پیکر خونین فریدون را در دست داشتیم و عصر کنار پیکر حاج حسین مى گریستیم، چند روز بعد هر دو نفر را همانجا در کنار یکدیگر به خاک سپردند. راوى: همرزم شهید فریدون بختیارى

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٩
 

داشتیم برای عملیات آماده میشدیم و لباس غواصی میپوشیدیم. بچه ها می گفتند لباس دامادی! وسط محوطه حاج احمد دراز کشیده بود. بچه ها دوره اش کرده بودند. یکی سرش را شانه می کرد و دیگری خاک از روی لباسش می تکاند. یکی گفت: حاجی دوست داری ترکش به کجات بخوره؟ دست گذاشت روی پیشانیش ، گفت:«دوست دارم امشب یک قسمت از بدنم را بدهم. امام حسین (علیه السلام) در این راه سر داد، من هم دوست دارم که این قسمت ، از سرم باشد. دعا کنید جنازه مان را آب ببرد که در این دنیا حتی قبر هم نداشته باشیم.» آن شب حاج احمد نیز به خواسته دلش رسید. ترکش خمپاره به سرش خورده بود. همان جایی که عصر روز قبل به آن اشاره کرده بود.

راوى: محمد کاظمی  _همرزم شهید احمد امینى

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱۱
 

گردوغبار خمپاره که خوابید سریع رفتیم جلو یه بچه ی کم سن و سال شهید شده بود کسی اونو نمی شناخت بچه ها گفتن فقط با یه پیرمرد نزدیک بود بچه ها بیشتر با اون میدیدنش سریع پیرمردو پیدا کردیم گفتیم میشناسیش گفت :آره بچه اصفهانه آدرس خونشو فقط بلدم برم بلد نیستم بگم گفتیم عب نداره شهیدو گذاشتیم تو آمبولانس پیرمردم کنارش رفتن به سمت اصفهان راننده آمبولانس میگه یه مقدار که دور شدیم پیرمرد زد زیر گریه زدم کنار گفتم پدر جان چیزی شده چیزی نیاز داری گفت نه

گفتم :پس چی شده

گفت :این پسرمه!

گفتم : پس چرا تو خط نگفتی؟!

گفت : اونجا نزدیک کربلا بود از امام حسین (علیه السلام) خجالت کشیدم شرمم شد جلوی آقا اسمی از پسرم بیارم

پسرم فدای علی اکبر حسین (علیه السلام) ...

 

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٠
 

مى گفت: خجالت مى کشم ، خیلى در حق خانواده ام کوتاهى کردم کمتر پدرى کرده ام ... یک روز در زدند پیک نامه آورده بود قلبم ریخت که نکنه شهید شده باشه پاکت رو باز کردم ، دیدم یک انگشتر عقیق برایم فرستاده روى یه برگه هم نوشته بود: به پاس صبرها و تحمل هاى تو ...
 خاطره اى از زندگى شهید صیاد شیرازى راوى : همسر شهید

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳
 

قبل از شروع مراسم عقد علی آقا نگاهی به من کرد و گفت:«شنیدم که عروس هر چه از خدا بخواهد اجابتش حتمی است» گفتم چه آرزویی داری؟ در حالی که چشمان مهربانش را به زمین دوخته بود گفت:«اگر علاقه ای به من دارید و به خوشبختی من می اندیشید لطف کنید از خدا برایم آرزوی شهادت را بخواهید»از این جمله تنم لرزید چنین آرزویی برای یک عروس در استثنایی ترین روز زندگی اش بی نهایت سخت بود،سعی کردم طفره برم اما علی قسم داد در این روز این دعا را در حقش بکنم ناچار قبول کردم....هنگام جاری شدن خطبه عقد هم برای خودم و هم برای علی طالب شهادت کردم و بلافاصله با
چشمانی پر از اشک نگاهم را به علی دوختم آثار خوشحالی در چهره اش آشکار بود،مراسم ازدواج ما در حضور آیت الل مدنی و تعدادی از برادران پاسدار برگذار شد نمی دانم این چه رازی است که همه ی پاسداران این مراسم و داماد و آیت الل مدنی همه به فیض شهادت نائل شدند.

راوی : همسر شهید علی تجلایی

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢
 

خاکهای نمناکی در زاویه چپ حیاط مسجد ریخته شده بود، به دنبال رد خاکها به کتابخانه رسیدم. گودالی در وسط کتابخانه بود، آرام جلو رفتم؛ گودال درست به اندازه قد یک انسان بود، ترس عجیبی سراسر وجودم را فرا گرفت، مردی قوی هیکل داخل گودال خم شده بود، کمی سرش را بلند کرد، با صدای بلند گفتم: «سلام! خسته نباشی، حاجی ...» آرام نگاهش را به پشت سر چرخاند: سلام علیکم و رحمت ا...» صورتش سرخ به نظر میرسید، "شیرعلی سلطانی "که بلند شد، گودال مثل یک قبر بود، حتی لبه و لحد داشت، گفتم: «پناه بر خدا! این برای کیست؟» لبخندی زد و با مهربانی پاسخ داد: «این قبر حقیر فقیر، شیرعلی سلطانی است.»
به داخل قبر نگاه کردم، به نظرم برای قامت رشید حاجی کوچک  پیکر خونین 1361بود، بهار سال شیرعلی را به کتابخانه آوردند، برای پیکر بی سر حاجی اندازه قبر کافی به نظر میرسید، یک لحظه زمین و زمان در مقابل چشمانم تیره و تار گشت، او بارها گفته بود: «من شرم دارم که در روز محشر در محضر آقایم اباعبدا... (علیه السلام) سر داشته باشم.

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٦
 

مهمات می بردم. چند نفر توی جاده دست تکان دادند سوارشان کردم. گفتم: «شما که هنوز دهنتان بوی شیر می ده. نمی ترسید از جنگ؟» خندیدند و به جای کرایه، صلوات فرستادند و آمدند بالا کنار مهمات نشستند. جلوتر گفتند با چراغ خاموش برو. عراقی ها روی جاده دید دارند،بد جوری می زنند. چراغ خاموش یعنی ته دره. یعنی خط بدون مهمات. یکی گفت:«حاجی ناراحت نباش.» چفیه سفید رنگش را انداخت روی دوشش. جلوی ماشین می دوید که من ببینمش تا بدون چراغ برویم. خمپاره ای آمد و او رفت. یکی دیگرشان آمد جلوی ماشین دوید. خمپاره ای آمد. او هم رفت. وقتی رسیدیم خط همه شان پشت ماشین کنار مهمات خوابیده بودند. با لبخند و چشم های باز.

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢۱
 

خاطره کوتاهی از تفحص ...

***

مثل همیشه نماز جماعت صبح و زیارت عاشورا را خواندیم ، باید آماده حرکت به سمت محل تفحص می شدیم که داخل خاک عراق بود . رمز حرکت آن روز به نام امام هشتم نام گذاری شد : « یا امام رضا (ع) » ، حرکت کردیم و با مدد از آقایمان کار را شروع کردیم. تا عصر ، هشت تا شهید را بچه ها بوسیدند !

چند تا از شهدا هویت داشتند و چند تا شهید هم گمنام بودند ، بچه ها مشغول بررسی پیکر مطهر یک شهید گمنام بودند تا شاید مدرکی از هویت او را پیدا کنند ، خط سبز رنگی پشت پیراهنش نمایان شد ، پیراهن را کنار زدیم ، نوشته شده بود ...

" « یا معین الضعفا » "

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٠
 

ماجرای شهادت

 
آقای تونی می گوید: شهید برونسی روز قبل از عملیات بدر روحیه عجیبی داشت. مدام اشک می ریخت، علت را که پرسیدم آقای برونسی گفت: دارم از بچه ها خداحافظی می کنم چرا که خوابی دیده ام. سپس افزود: به صورت امانت برای شما نقل می کنم و آن اینکه: در خواب بی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیه) را دیدم که فرمود: فلانی! فردا مهمان ما هستی، محل شهادت را هم نشان داد. همین چهار راهی که در منطقه عملیاتی بدر (پد)فرود هلی کوپتر است و به طرف نفت خانه و جاده آسفالت بصره _ الاماره می رود و من در همین چهار راه باید نماز بخوانم تا وقتی که به سوی خدا پرواز کنم و بالاخره نیز این خواب در همان جا و همان وقتیکه گفته بود، به زیبایی تعبیر شد. و خود سردار شهید، شهادتین را خواند و بدینگونه عاشقی، فرهیخته ، تا خدا پر کشید

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٩
 

ماجرای اولین سفر به جبهه
 
شهید برونسی می گفت: اولین دفعه که می خواستم به جبهه بروم برای خداحافظی به خانه آمدم و دیدم که خانمم حالت غش به او دست داده و خیلی وضع ناجوری داشت. می گفت: بالای سرش ایستادم تا بالاخره به هوش آمد. مادر زنمان هم بود. مانده بودیم که چه طوری با این وضعیت روحی و جسمی که دارد جریان رفتن جبهه را به او بگویم....

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱۸
 

شیخ مهدی می خواست آموزش پرتاب نارنجک بده گفت: بچه ها خوب نگاه کنید: محمد حواست این جا باشه احمد نارنجکو این جوری پرتاب میکنن .

خوب نگاه کنین تا خوب یاد بگیرین ، خوب یاد بگیرین  یه وقتی خودتون یا یه زبون بسته ای رو نفله نکنین .

من توی پادگان بهترین نارنجک زن بودم!!!!

اول دستتون رو میذارین اینجا ....

بعد شیخ مهدی ضامنو کشید گفت : حالا اگه ضامنو رها کنم چی میشه :

_در عرض چند ثانیه منفجر میشه!

داشت حرف میزدو از خودشو نارنجک پرونیش تعریف میکرد که فرمانده از دور داد زد :

آهای شیخ مهدی چیکار میکنی !؟؟

شیخ مهدی یه دفه ترسید و نارنجکو پرت کرد. نارنجک رفتو افتاد رو سر خاکریز !!!

بچه ها صاف ایستاده بودن هاجو واج نارنجکو نگاه میکردن که حاجی داد زد : بخواب برادر بخواب!!

انگار همه رو برق بگیره هیچ کی از جاش تکون نخورد چند ثانیه گذشت همه زل زده بودن به سر خاکریز که نارنجک قل خورد رفت اون ور خاکریز منفجر شد.

شیخ مهدی رو به بچه ها کرد گفت: ها!  یاد گرفتین!!

دیدید چه راحت بود !!

فرمانده با اعصاب خورد خواست داد بزنه سرش که یه دفه یه صدایی از پشت خاکریز بلند شد که میگفت:

الله اکبر ، الله اکبر، الموت لصدام!!!!!!

بچه ها دویدن بالای خاکریز ببینن صدای کیه؟

دیدن یه عراقی زخمی شده داره به خودش می پیچه!

شیخ مهدی عراقی رو که دید داد زد حالا بگید شیخ مهدی کار بلد نیست!؟

ببینین چیکار کردم!!!!

 

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٧
 

در فکه در کنار یکی از ارتفاعات تعدادی شهیدپیدا شدند

که یکی از آنها حالت جالبی داشت. او در حالی روی زمین افتاده بود که

دو دبه پلاستیکی 20 لیتری آب در دستان استخوانی اش بود.

یکی از دبه ها ترکش خورده بود و سوراخ شده بود ولی دبه دیگر

سالم و پر از آب بود!!

در دبه را که باز کردیم، با وجود این که حدود 12 سال از شهادت این

بسیجی سقا می گذشت:

آب آن دبه بسیار گوارا و خنک بود!

 

 

 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٧
 
نوجوان ۱۲-۱۳ ساله ای بود ٬ اومده بود ستاد اعزام .
می گفت : اسم منو برای جبهه بنویسید .
جواب داد : سنت کمه .
با نا امیدی برگشت .
روز بعد اومد .
گفت : اسم منو بنویسید . 
میگه : تو که می خوای بری جبهه آیا مادرت راضی هست؟
دوباره برمی گرده .
برای بار سوم اومد ٬ این بار با یه ساک ٬ سلام کرد .
جواب داد ٬ آخه تو خیلی کم سن و سال هستی . مادرت راضی نمیشه .
در ساک رو باز کرد ٬ پارچه سفید رو از توش در آورد .
            : این کفن منه ٬ مادرم برام گذاشته
 
 

نویسنده : بیسیم چی 313 - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٥
 

هفت نفر طلبه بودند با هم رفتند جبهه
شب عملیات بود
رسیدند به میدان مین
وقت بسیار تنگ و راه بسته بود
یکی گفت قرعه کشی کنیم
هر هفت نفر می خواستند بر قرعه کشی نظارت داشته باشند
 یک برگه مرخصی را که ته جیب یکی از خودشان پیدا شده بود  به هشت قسمت تقسیم کردند
در تاریکی شب  نام هر هفت نفر را نوشتند
همه سرک کشیدن تا مطمئن شوند نامشان نوشته شده است
گذشت ستاره سهیل شده بود
 فرمانده از میان کلاه آهنی یکی از کاغذ ها را برداشت. دستش لرزید و آن را باز کرد
چهارده چشم  حریصانه انگشتان فرمانده را می نگریست
قرعه به نام کوچکترینشان افتاد
همه با اندوه و حسرت به او نگاه کردند و بعد از فرمانده او را در آغوش گرفتند
 خفه وبی صدا گریه کردند وبا او خداحافظی کردند
برنده خوشحال به طرف میدان مین دوید
پرند ه ای که از قفس می پرید
فرمانده کاغذ  قرعه را بعنوان آخرین یادگاری از پسرش درمشت گرفته بود

 

 


برچسب‌ها:
تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394 | 00:51 | نويسنده : salameycity

چه ساده لوح اند
آنان که می پندارند
عکس تو را به دیوارهای خانه ام آویخته ام
و نمی دانند که من
دیوارهای خانه را به عکس تو آویخته ام ...

 شمس لنگرودی

حقیقت نوشت

در تمام عمر منتظر عاشق شدنیم
عاشق که میشویم یادمان می رود این انتظار را

 
 
 
 

به عکس پسرش نگاهی کرد و گفت:
پیر نشدی ، ولی منو پیر کردی...

تفکر نوشت

شهدا افتادند تا ما بلندتر بایستیم
پس بنگر
که کجا ایستاده ای
ای رفیق...

 
 
 

 

گرچه میدانم نمی آیی ولی هردم ز شوق
سوی در می آیم و هردم نگاهیی میکنم

هدایت طبرستانی

به یاد تمام مادران شهید و مفقودالاثر

حقیقت نوشت

لبخندم بزرگ ترین دروغ دنیاست

وقتی که تو نیستی

 
 
 
 


زنها همیشه دسته گلی آب داده اند
اینجا به رود کرخه و آنجا به رود نیل

مژگان عباسلو

به یاد تمام شهدا  و مادران شهدا

حقیقت نوشت

باز تکرار میکنم که با عملتان حزب الهی بودن را نشان دهید

شهید دهنویان

 
 
 
 

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود

اکران فیلم شروع شد،

شروع فیلم سقف یک اتاق 

دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق

سه, چهار, پنج, ...,هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق! 

صدای همه در آمد

اغلب حاضران سینما را ترک کردند, 

ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین 

و به جانباز قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید. 

زیرنویس: 

این تنها ۸ دقیقه از زندگی این جانباز بود و شما طاقت نداشتید...

دعا نوشت

بالاترین آرزویم برایت این است :

حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد . . .

 
 
 
 

     کمبود خواب
    با یک روز مرخصی حل می شه!

    کمبود وقت
    با مدیریت زمــان.

    سایر کمبود ها نیـــز علاجی داره ...

    با کمبود دست هایت چه کنــم ؟!  

به یاد تمام فرزندان شهدا

قشنگ نوشت

همه جا صحبت از مرغ است هیچ کس از خروس نمیگوید
اینجا سیر شدن مهمتر از بیداریست

 
 
 
 

شناسنامه اش چند سال از خودش بزرگتر بود
اما همچنان درخت ها صدایش می زدند

پارک ها ، اسباب بازی ها ، چرخ و فلک ها
نمی شنید دلش هوای غزل کرده بود

هوای باران

احساس کرد :
سنگرها ،تفنگ ها و رفت...

حالا از شناسنامه اش خیلی بزرگتر شده است !

آگاه نوشت

آگاه باشید

دوستانِ خدا نه ترسی دارند ،

و نه غمگین میشوند .

یونس 62

 
 
 
 
 

کی اشکاتو پاک میکنه وقتی تو پادگانی

دست رو موهات کی میکشه وقتی که مو نداری

به سلامتیِ هر چی سربازه

وصیت نوشت

خــدایـــا !
بـه مــا پـرواز را بیامــوز
تـا  مــرغ دسـتــــ آمـوز  نشـویـم...
شهـید مهـدی رجب بیـگی

 
 
 
 

کاش میشد لاغر کنم خیلی لاغر...

بیست کیلو بشم!
ده کیلو بشم!
نه! ... ...

سنگینه براش...
پنج کیلو شم ...

تا دوباره برم رو  پاهای مــامــانم  بخوابم ...!

زیبا نوشت

خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز!

خوب می دانی که تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند

شهید مرتضی آوینی

 
 
 

به مادر قول داده بود برمی گردد،

چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد،

لبخند تلخی زد و گفت:بچم سرش میرفت اما قولش نمی رفت!

زیبا نوشت

تلنگر کوچکی است باران، وقتی فراموش می کنیم آسمان کجاست

 
 
 

میرود و من
پشتش آب
نمیریزم
وقتی هوای رفتن دارد
دریا را هم
به پایش بریزی

بر نمی گردد ....!

واقعیت نوشت

دلم را کسانی شکستند که هرگز دلم

به شکستن دلشان راضی نمیشد...

 
 
 
 
 

 تا ابد به آنهایی که وقت تشنگی شدید  و بی آبی

قمقمه ها راخاک می کردند تا کمتر یاد آب بیفتند

مدیــونیــم

آه نوشت

مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن،
زمان تشیع و تدفینم گریه نکن،
زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن؛
فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفت را
شهید سعید زقاقی

 
 
 
 

خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز!

خوب می دانی که تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند.

حلقوم ها را می‌توان برید اما فریادها را هرگز، فریادی که از حلقوم بریده برمی‌آید، جاودانه می‌ماند


برچسب‌ها:
تاريخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 17:10 | نويسنده : salameycity

دلم خوش است به مستحبی که جواب آن واجب است

السلام علیک یا بقیه الله...

 

منتظران مصلح باید صالح باشند

.....................................

********************

(توجه  توجه   توجه   توجه   توجه)

منتظران مهدی بدانند

که

حسین را منتظرانش کشتند.

*****


برچسب‌ها:
تاريخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 00:26 | نويسنده : salameycity

 

باقي ماندن 5 نشانه از 1200 نشانه‌ آخرالزمان

 

در شرايطي كه امروز همه مردم جهان به سر مي‌برند، هيچ سوالي جدي‌تر از اين نيست كه آيا آخرالزماني كه همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن مي گويند مصداقش امروز است.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) گفت: طبق گفته اكثر محققان از يك هزار و 200 نشانه‌ آخرالزمان تنها پنج نشانه باقي مانده است.

  اسماعيل شفيعي سروستاني دوشنبه شب در همايش آخرالزمان كه در دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره) برگزار شد، اظهار داشت: در شرايطي كه امروز همه مردم جهان به سر مي‌برند، هيچ سوالي جدي‌تر از اين نيست كه آيا آخرالزماني كه همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن مي گويند مصداقش امروز است.

وي ادامه داد: با وجود اينكه گوش‌هاي زيادي در جهان براي شنيدن در خصوص اين موضوع آماده است ولي ما از آن زياد سخن نمي‌گوييم براي نمونه در دانشگاهي مانند دانشگاه بين‌المللي كه به نام امام خميني (ره) مزين است و در شهري مانند قزوين كه شهري با سابقه فرهنگي است و در نقطه مركزي ايران واقع شده است دو واحد درس اختياري در خصوص آخرالزمان، فرجام‌شناسي وجود ندارد.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) اضافه كرد: اين جاي تأمل دارد كه چرا موضوعي كه در جهان امروز در رأس همه مباحث جدي است ذهن جوانترين گروه اجتماعي در اين جامعه درگير آن نيست و اين مبحث بزرگ است و چگونه چشم‌ها از روي موضوعي به اين مهمي و بزرگي چرخيده و متوجه آن نيست.

*تدريس رشته آخرالزمان شناسي در 257 دانشگاه در آمريكا

وي افزود: 130 سال است كه در دانشگاه‌هاي وابسته به كليساي كاتوليك در رشته آخرالزمان‌شناسي فارغ‌التحصيل دارند و در ايالات متحده آمريكا بيش از 257 كالج و دانشگاه در اين رشته وجود دارد و اگر اين موضوع مهمي نيست چرا بايد در سرزميني كه گاهي گمان مي‌كنيم عاري از مذهب است، اين تعداد دانشگاه و كالج در رابطه با اين رشته وجود داشته باشد.

شفيعي سروستاني عنوان داشت: بسياري از دانشگاه‌ها در ايران در رشته‌هاي هنري، سينمايي، كارگرداني و بازيگري مشغول به آموزش هستند.

وي اعلام كرد: بسياري از برنامه‌هاي رسانه‌هاي اين سرزمين توسط همين بازيگران كه بسياري مانند دلقك‌ها فقط بالا و پايين مي‌پرند و به اسم تهيه‌كنندگي و كارگرداني و سناريست، حد و اندازه سناريو آنها از چارچنگولي بالا نمي‌رود، هزاران ساعت شب و روز را به بيهوده‌گويي در مباحث مبتذل و حيات مردم عام كوچه و بازار را به خود مشغول مي‌كنند.

*
فيلمي در كشور ما با موضوع آخرالزمان ساخته نشده است

اين محقق در زمينه مهدويت عنوان داشت: اين در حالي است كه در آن سوي درياي مديترانه در دهه 90 بيش از 60 درصد پرفروش‌ترين فيلم‌هاي هاليوود در خصوص آخرالزمان است و آيا ساخت فيلم‌هايي با چنين موضوعاتي براي سرگرم كردن مردم است.

وي ادامه داد: ولي ما در كشورمان فيلمي با اين موضوع و مفهوم نداريم و نسبت به اين موضوع غفلت كرده‌ايم در حالي كه ذهن‌ها درگير اين موضوع است.

شفيعي سروستاني با اشاره به نگاه عام مردم به آخرالزمان توضيح داد: مردم ما زماني كه گراني، سختي معيشت و بيماري در زندگيشان پديدار مي‌شود، زماني كه دچار خشكسالي مي‌شوند مي‌گويند آخرالزمان است، يعني آخرالزمان را چيزي مساوي با بلا، آفت و بحران مي‌شناسند.

* آخرالزمان تعداد حوادث افزايش و زمان آنها به هم نزديك مي‌شود

وي افزود: ولي آيا آخرالزمان به معناي بحران است، آخرالزمان به معناي بحران، جنگ و آفت نيست، آخرالزمان قسمت واپسين از دوراني است كه به قيامت پيوندد و از نظر ما آخرالزمان از زمان مبعوث شدن پيامبر آغاز و به ظهور موعود و سپس قيامت مي‌انجامد.

مسئول «موسسه فرهنگي موعود» يادآور شد: پيامبر (ص) فرموده‌اند برگزيده شدم در حالي كه ميان من و قيامت فاصله نيست، همان سان كه ميان دو انگشت فاصله است اما از آنجا كه در اين ظرف زماني حوادث بزرگ نزديك به هم روي مي‌دهد مردم عادت كرده و آخرالزمان را مساوي با بحران مي‌شناسند.

وي اضافه كرد: پيامبر فرموده‌اند كه نشانه‌هايي در آخرالزمان وجود دارد كه مانند دانه‌هاي تسبيح يكي يكي مي‌افتد و به آخرين دانه يعني ظهور مي‌انجامد و هرچه زمان ظهور نزديك باشد بر تعداد حوادث افزوده مي‌شود.

* 7 هزار روايت در خصوص آخرالزمان وجود دارد

شفيعي سروستاني توضيح داد: در ميان همه ملل يعني صاحبان اديان آسماني وجه مشترك ابتدا توحيد و سپس موعودگرايي و بلاخره قيامت است و در همه اديان حجم زيادي از روايات به موضوع موعود اختصاص دارد.

وي اعلام كرد: حجم روايات آمده از 14 معصوم در خصوص آخرالزمان و نشانه‌هاي ظهور بسيار زياد است به طوري كه 7 هزار روايت راجع به اين موضوع داريم و در خصوص نماز و روزه اين تعداد روايت نداريم.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) خاطر‌نشان ساخت: اين تعداد روايت نشان از اهميت موضوع دارد و بخش عمده‌اي از روايات آخرالزمان توسط پيامبر و در نخستين روزهاي بعثت بيان شده است.

وي با اشاره به كاركردهاي علائم و نشانه‌هاي ظهور بيان داشت: اين نشانه‌ها و علائم موقعيت بشر را در تاريخ معين مي‌كند و مردم مي‌دانند كه در چه فاصله‌اي از ظهور قيامت قرار گرفتند همچنين هشدار و تذكر، آمادگي يافتن، جلوگيري از يأس و نااميدي، شناسايي دوست و دشمن از كاركردهاي نشانه‌هاي ظهور است.

شفيعي سروستاني عنوان داشت: ما همواره در تحليل شرايط دچار مشكل مي‌شويم و با تحليل غلط موضع‌گيري كرده و گاهي با دوست با تصور دشمن بودن درگير و گاهي با دشمن به تصور دوست بودن ارتباط دوستي برقرار مي‌كنيم كه اين نشانه‌ها موجب مي‌شود تا دوست را از دشمن بشناسيم.

*
از 1200 نشانه‌ آخرالزمان تنها 5 نشانه باقي مانده است

اين محقق در زمينه مهدويت به حوادث آخرالزمان اشاره كرد و گفت: در آخرالزمان حوادث مختلفي روي مي‌دهد و پيامبر نيز فرموده‌اند به ناگزير فتنه‌اي پديد خواهد آمد كه هر گاه در نقطه‌اي آرامش پيدا كند، در نقطه ديگري ناآرامي شروع مي‌شود و اين چنين ادامه مي‌يابد تا وقتي كه منادي آسمان بانگ برآورد كه امير شما مهدي است.

وي اضافه كرد: يكي از مشخصات فتنه اين است كه فتنه كور است يعني اجازه تشخيص نمي‌دهد تا جايي كه همه در تشخيص حق و باطل دچار ترديد مي‌شوند و حتي خواص نيز نمي‌توانند حق و باطل را تشخيص دهند؛ بنابراين تأكيد شده است كه مواظب باشيد كه خود را از دست نداده و نابود نشويد.

شفيعي سروستاني يادآور شد: پيامبر فرموده‌اند «شما را به هفت فتنه بيم مي‌دهم كه بعد از من روي مي‌دهد، فتنه‌اي از مدينه، فتنه‌اي از مكه، فتنه‌اي از يمن، فتنه‌اي از شام، فتنه‌اي از شرق، فتنه‌اي از غرب و فتنه آخر فتنه سفياني است».

وي تصريح كرد: از بيش از يك‌ هزار و 200 نشانه آخرالزمان كه در روايات از آن سخن گفته شده طبق گفته همه محققان تمام نشانه‌ها رخ داده و فقط پنج نشانه باقي مانده است كه اولين آن «فتنه سفياني» است.

*خروج سفياني از سوريه(و یا اردن) براي كشتار شيعيان

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) ادامه داد: در روايات آمده است سفياني با حمايت صهيونيست‌ها و غربي‌‌ها در سوريه(و یا اردن) كودتا مي‌كند و سپس يك گروه در سوريه به نام بني‌كلب از او حمايت مي‌كنند و امروز بني‌كلب جماعتي هستند كه بخشي از آنها در ارتش اسرائيل، بخشي در سوريه و بخشي در لبنان زندگي مي‌كنند.

وي اضافه كرد: سفياني جنگي در تركيه و عراق راه ‌مي‌اندازد و شروع به كشتن شيعيان مي‌كند و به كوفه مي‌رسد و در كوفه بزرگترين اتفاق رخ مي‌دهد و چنان شيعيان را مي‌كشند به نحوي كه همسايه به همسايه رحم نمي‌كند و براي گرفتن پول همسايه خود را شيعه معرفي مي‌كند.
شفيعي سروستاني يادآور شد: امروز جهان استكبار عليه شيعه به ميدان آمده و شيعيان غافل هستند.

وي تصريح كرد: زماني كه درگيري از شام به كوفه مي‌رسد از كنار شهر قزوين لشگر سيد خراساني حركت مي‌كند و از منطقه مركزي ايران عبور كرده و به كوفه مي‌رود و در روايات آمده كه اگر لشگر خراساني را يافتيد با او همراه شويد از يمن نيز سيد يماني به سوي كوفه مي‌آيد.

*پيوستن يك ميليون ايراني در نخستين روز ظهور امام زمان (عج)

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) اظهار داشت: فرمانده اصلي سپاه خراساني «شعيب‌بن صالح» است و امروز در طالقان قبري به اين نام است كه مردم براي زيارت او مي‌روند و وزيران، مشاوران و سرداران اصلي امام زمان (عج) همه ايراني هستند و در روز اول يك ميليون ايراني به امام مي‌پيوندند.

وي افزود: بيان شده كه ظهور در سال‌هاي پر از جنگ رخ مي‌دهد و در قرن بيستم 100 ميلون نفر در جنگ‌هاي مختلف كشته شدند و هزينه نظامي جهان امروز 900 ميليارد تا يك ترليون دلار سال است و هزينه جنگ در جهان 2 ميليون دلار در دقيقه است كه اگر 18 روز جنگ متوقف شود سوء تغذيه از كل جهان رفع مي‌شود.

شفيعي سروستاني اعلام كرد: هزينه ارتش آمريكا در هر روز يك ميليارد و 250 ميليون دلار است و به خاطر اورانيوم مصرف شده در سلاح‌هاي غيرمتعارف در عراق مردم عراق به بيماري‌هاي مهلك دچار شدند و 4 هزار و 468 سال ديگر تاثيرات اورانيوم از عراق از بين مي‌رود.

*طبق تحقيقات موساد و سيا آيت‌الله خامنه‌اي سيد خراساني است

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) گفت: دشمنان خود را براي مقابله آماده كرده‌اند ولي ما غفلت كرديم، در زمان رياست جمهوري بوش زير نظر رئيس جمهور، كميسيوني براي شناسايي امام زمان شكل گرفت.

وي تأكيد كرد: 20 روز قبل موساد و سيا اعلام كردند به دنبال امام زمان هستند و اعلام نيز كرده بودند شايد سيد خراساني آيت‌الله خامنه‌اي باشد زيرا در جواني در خراسان بوده است و سيد يماني نيز سيد حسن نصرالله باشد زير در كودكي در يمن بوده است.

شفيعي سروستاني اضافه كرد: مطالعات آنها در خصوص آخرالزمان صدها برابر ماست ولي دانشگاه‌هاي ما در اين زمينه تعطيل هستند و آنها از واقعه ظهور نگران هستند ولي ما غفلت مي‌كنيم.

*وجود يك ميليارد نفر گرسنه و 45 ميليون مبتلا به ايدز نشانه‌اي از آخرالزمان

وي با اشاره به نشانه‌ها و حوادث آخرالزمان بيان داشت: خشكسالي، زلزله، قحطي و گرسنگي از نشانه‌هاي آخرالزمان است به طوري كه در سال 2009 يك ميليارد نفر در دنيا گرسنه هستند هر سال نيز يك هزار زلزله متوسط، 18 زلزله بزرگ و يك زلزله عظيم كره زمين را مي‌لرزاند.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) ادامه داد: بي‌تقوايي و رواج فحشا و بيماري‌هاي مختلف نشانه ديگري است به طوري كه در حال حاضر 45 ميليون نفر در دنيا مبتلا به ايدز هستند و هر سال 5 ميليون نفر به اين تعداد اضافه مي‌شود كه 5 ميليون و 200 هزار نفر كودك هستند و نيمي را نيز از اين جمعيت زنان تشكيل مي‌دهند و در كشور ما نيز 60 هزار نفر مبتلا به ايدز هستند كه تاكنون 2 هزار و 121 نفر جان باختند.

وي افزود: شيوع ايدز از طريق رابطه جنسي، همجنس‌بازي و افزايش فساد از مسائلي است كه در آخرالزمان ديده مي‌شود.

*
حكومت سلمان فارسي در ايران در زمان ظهور امام زمان (عج)

شفيعي سروستاني در ادامه با اشاره به تكاليف مومنان در زمان غيبت توضيح داد: يكي از تكاليف مومنان در زمان غيبت پيدا كردن معرفت و شناخت نسبت به امام است به طوري كه در روايات آمده كسي كه امام زمانش را نشناسد و بميرد به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.

وي اضافه كرد: تمسك به دين و صبر و شكيبايي و انتظار فرج و دعا از ديگر كارهايي است كه در زمان غيبت بايد صورت گيرد تا امام زمان (عج) ظهور كند و خداوند بزرگترين مسئوليت تاريخ را به حضرت مهدي (عج) بزرگترين مرد خود گذاشته است تا براي تحقق عدالت ظهور كند.

اين محقق در زمينه مهدويت خاطر‌نشان ساخت: ما بايد براي رهايي از فتنه‌ها معرفت خود را افزايش داده و هوشيار باشيم تا امام زمان حكومت خود در زمين برپا دارد و در آن زمان امام حسين (ع)، اصحاب كهف، سلمان فارسي به اين امام خواهند پيوست و فقط امام حسين (ع) 300 سال بر روي زمين خلافت خواهد كرد.

وي اعلام كرد: با تشكيل حكومت، سلمان فارسي در ايران حاكم خواهد شد و حكومت امام زمان در كوفه شكل مي‌گيرد.


برچسب‌ها:
تاريخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 00:26 | نويسنده : salameycity

نشانه های بسیار در نزدیک بودن ظهور امام زمان عج

 

mahdi iran

نوشته زیر مجموعه ای از نشانه های بسیار در نزدیک بودن ظهور حضرت حجه ابن الحسن العسگری را مورد بررسی قرار داده است انشاالله که دیدگان همه منتظران به نواده پاک رسول (ص) روشن گردد این مطالب برگزیده ای از سایتهای مختلف و منابع مهدویت است.

ـ بشارت آیه الله العظمی بهجت : اشاره مستقیم و بشارت صریح آیه الله العظمی بهجت در جمعی در مورد نزدیکی ظهور امام زمان (عج) که فرمودند : “ تا کنون به جوانان بشارت می دادید که منتظر باشید ظهور مولایتان را خواهید دید اینک ( ظهور آنقدر نزدیک شده است که ) به سالخوردگان و پیران هم بشارت دهید که ظهور را خواهید دید . ” بسیاری از منتظران و شیفتگان ولی عصر (عج) را سرشار از شور و شوق ظهور نموده است و برای آنها دلیلی محکم و برهانی قاطع در یقین به نزدیکی ظهور ایجاد کرده است .

ـ امیر عبدالله در عربستان : یکی دیگر از نشانه های ظهور قتل فرمانروای عربستان بنام عبدالله می باشد که در ماه ذی الحجه روی خواهد داد . امام صادق در این زمینه می فرماید : هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند من ظهور قائم را برای او تضمین می کنم … همچنین از آن حضرت روایت شده است که : زمانیکه مردم در سرزمین عربستان در حال وقوف می باشند سواری با شتر سبک سیر به آنجا وارد می شود و مرگ خلیفه را خبر می دهد و با مرگ او فرج آل محمد و گشایش کار تمام مردم فرا می رسد . بحار ۵۲ ص ۲۱۰ و ۲۴۰

سفیانی در آستانه کودتا : امام محمد باقر (ع) : سفیانی و حضرت قائم در یک سال قیام می کنند . ( بحارالانوار ج ۵۲ ص ۲۴۰) یکی از علامات حتمیه ظهور قیام فردی به نام سفیانی که همزمان با سید خراسانی در ماه رجب در سوریه کودتا نموده و چند کشور همسایه را فتح و سپس به سمت عراق پیشروی می نماید و لشگری برای دستگیری امام زمان (عج) به سوی مکه روانه می سازد که این لشگر در بین مکه و مدینه به زمین فرو می روند و نابود می شوند و … تعدادی از بزرگان در سوریه سفیانی را دیده و ( با همان ) اوصافی که در روایات ذکر شده است او را شناخته اند که با برخی مانند عالم فاضل و متعبد استاد بهلول مصاحبه شده و شرح دیدار به صورت مکتوب و نوار ویدئویی مستند و مکتوب موجود است ( کتاب آیا ظهور نزدیک است؟ و نوار ویدئویی در واحد فرهنگی گل یاس) و برخی دیدارها مانند دیدار امام موسی صدر و شهید چمران نقلی و غیر مستند می باشد . در دیدار استاد بهلول که حدودا ۱۰ سال پیش انجام گرفته است سفیانی با همان ظاهر کریه که در روایات ذکر شده و جزء فرماندهان ارتش سوریه و فردی جاه طلب و میانسال ذکر گردیده است … با شدت گرفتن فتنه ها و درگیری ها در منطقه خاور میانه و عراق و لبنان و فلسطین و تحت فشار بودن یهودیان غاصب هر لحظه برای کودتای سفیانی که به نفع صهیونیستها و علیه کشورهای مسلمان صورت می گیرد شرایط فراهم تر می گردد

ـ آغاز مرحله ای که در آن عراق کانون تحولات است : سرزمین عراق در عصر ظهور بر طبق روایات معتبر کانون تحولات بسیار مهمی است و منشا معبر و محل برخورد اکثر قیامهای دوران ظهور است . شیصبانی حاکم ستمگر عراق ( صدام ) در نزدیکی ظهور از این مکان جنگ را آغاز می کند . سفیانی بعد از کودتا در سوریه سرزمین عراق را فتح می کند . سید خراسانی بعد از قیام به سوی عراق حرکت می کند و امام زمان (عج ) نیز بعد از قیام در مکه به سمت عراق پیش می رود و سرانجام پس از پیروزی نهایی مرکز حکومت خود را در کوفه قرار می دهد . در شرایط فعلی نیز لحظه به لحظه عراق به سمت تحولات عظیم و مهم پیش می رود و آنگونه که از روایات ذکر شده است در حال تبدیل شدن به مرکز تحولات جهانی در عصر ظهور می باشد . امام علی در مورد تحولات و فتح عراق در زمان ظهور می فرماید : … قلعه ها را بگشایند عراق را فتح کنند هر اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند در چنین زمانی ظهور صاحب الزمان (عج) را انتظار کشید … حوادث جانکاه و کمرشکنی روی دهد شکافنده ها ( موشک ها ) بشکافند تیزپروازان( هواپیماها) به پرواز درآیند … عراق را فتح کنند هر اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند ( بشاره الاسلام ص۷۴) حضرت در اشاره به خروج سفیانی در نهج البلاغه می فرمایند:  گویا او را می بینم که در شام فریاد برداشته و با پرچم هایش در حول و حوش کوفه می گردد و به اهل کوفه همچون شتر سرکش رو می آورد زمین را از سرهای بریده فرش می کند دهانش گشوده قدمش در زمین سنگین جولانش گسترده و هیبتش عظیم است. به خدا قسم شما را در این طرف و آن طرف زمین پراکنده می کند تا از شما جز به مانند باقی مانده سرمه در چشم باقی نماند این برنامه ادامه دارد تا عرب بر سر عقل آید (نهج البلاغه خطبه ۱۳۸) در نامه امام زمان به شیخ مفید (ره ):…گروههایی منحرف از اسلام بر عراق تسلط یابند و با کردارهای زشت خود موجب کمبود ارزاق (محاصره اقتصادی) در عراق می شوند.سپس با هلاکت طاغوتی از طواغیت(صدام)این فاجعه بر طرف می شود… (بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۷۵) اوضاع فعلی عراق نشان می دهد که ما چقدر به ظهور نزدیک شده ایم

ـ فراگیر شدن فساد و فحشا و ظلم : یکی دیگر از نشانه هایی که برای ظهور در روایات ذکر گردیده است فراگیر شدن انواع فساد و فحشا در جوامع انسانی می باشد که در روایات بعنوان علائم غیر حتمیه وارد شده است . رواج انواع فساد جنسی(زنا، همجنسگرایی،برهنگی و …) فساد اقتصادی (ربا،رشوه،گرانفروشی و…) فساد حکومتی(وضعیت فعلی حکومت در تمام جهان) فساد اجتماعی ( فروپاشی بنیان خانواده ها ، اعتیاد و ناهنجاری های اجتماعی و …) در اوضاع کنونی دقیقا منطبق بر فرمایشات روایات و احادیث عصر ظهور می باشد . پوشش ۳۵۰ کانال فاسد ماهواره که اکثر آنها زشت ترین و فجیع ترین صحنه ها را به راحتی نمایش می دهند و تمام اقشار بخصوص جوانان و نوجوانان را در سراسر جهان تحت تاثیر خود دارند و سایتهای مبتذل اینترنت و سی دی ها و فیلمهای مبتذل و فجیع که در سراسر جهان فراگیر شده اند ( حتی در ایران ) و …

و سایر نشانه ها به اجمال : به بن بست رسیدن تمام نظریه ها برای سعادت انسان ، رویکرد جهان به معنویت ، شدت یافتن بلاها ، فتنه ها و مشکلات ، شدت یافتن دو جریان حق و باطل، شدت یافتن انتظار در ادیان مختلف و فراگیر شدن نام و یاد مهدی (فراگیر شدن دعای ندبه در سراسر کشور و در هر کوی و برزن ، اقبال و روی آوردن عموم مردم علی الخصوص جوانان به اماکن متبرک به نام امام زمان (عج) خصوصا جمکران بعنوان پایگاه اصلی منتظران و عاشقان ، بحث روز شدن مساله ظهور و امام زمان (عج) در بین مردم ،افزایش قابل توجه رویکرد به مساله مهدویت و ظهور در بین مطبوعات ، صدا و سیما ، سخنرانی ها و … و اقبال به این مساله در حوزه و دانشگاه و در بین فرهیختگان و نخبگان) و ……….

التماس دعا – حسن ستاری ساربانقلی از سایت موعود

از یکی از نزدیکان آقای بهجت سوالی پرسیدند مبنی بر اینکه آیا بشارت بسیار نزدیک بودن ظهور توسط آیت الله بهجت، نوعی وقت تعیین کردن است؟ و ایشان جواب دادند :

خیر، این حقیر خودم در محضر حضرت آیت الله بهجت رسیدم که بعد ازظهر یکی از روزهای تابستان بود و از ایشون سوال کردم که مطالبی رو از شما نقل می‌کنند، فرمودند چه مطالبی را؟ عرض کردم پیرامون بحث ظهور، فرمود چه نقل می‌کنند؟ (این را اولین باره دارم رسمی عرض می‌کنم).

گفتم نسبت به نزدیکی ظهور از شما مطالبی رو نقل می کنند فرمودند که ظهور بسیار نزدیکه مجددا تاکید فرمودند بسیار بسیار نزدیکه عرض کردم خیلی از علائم و وقایع رخ نداده، فرمودند که برای خداوند سبحان، خداوند متعال کاری ندارد که همه علائم و واقایع رو در یک شب جمع بکند و راه رو برای ظهور حجتش حجت حق فراهم آورد و هموار کند.

این به معنای تعیین زمان ظهور نبوده، اشاره به نزدیکی ظهور است و تعیین وقت نشده، آنهم یرونه بعیدا و نراه قریبا ..

نقل قولی از آیت الله بهجت از زبان آیت الله ناصری پیرامون نزدیک بودن فرج امام زمان عج


برچسب‌ها:
تاريخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 00:23 | نويسنده : salameycity

نشانه های باور نکردنی آخرالزمان از زبان پیامبر اکرم(ص)

 وقتى كه امت من نماز را ضايع كنند.
2. از شهوات پيروى كنند.
3. خيانت در ميان مردم زياد شود.
4. امانت و امانتدارى كم شود.
5. مشروبات الكلى بنوشند.
6. فضا تاريك شود (ممكن است به خاطر آلودگى فضا به معصيت يا دود ناشى از بنزين و غيره باشد).
7. به واسطه خشكسالى ، آب قناتها و چاهها كم مى شود - كما اينكه الان شده است -.
8. آسمان و اين فضاى لايتناهى غبارآلود شود (ممكن است كنايه از ظلمهاى جهانى باشد مانند جنگهاى جهانى از قبيل دو جنگ اول و دوم و جنگهاى پراكنده ).
9. امنيت از راههاى زمينى و هوايى برداشته شود (نظير هواپيما ربايى ، آدم دزدى ).
10. و مردم همديگر را سب و لعن كنند.
11. خانواده ها در دامن فساد سقوط كنند (مانند بى حجابى ، رقاصى ، قمار و غيره ).


12. مردم در زندگى گرفتار تجملات و مدپرستى شوند و سرانجام قناعت و ميانه روى متروك گردد.
13. افراد جامعه نسبت به يكديگر بدبين شوند و سوءظن و عدم اعتماد بر جامعه سايه افكند.
14. سالهاى دنيا پست و خوار شود.
15. درختكارى زياد شود و محصولها اندك شود.
16. قيمتها بالا رود (نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آورى بالا برود تا جايى كه زندگى را تبديل به جهنم سوزان كند).
17. بادها زياد شود (طوفانها و تندبادها مرتبا در دنيا زيانهاى سنگين جانى و مالى به بار آورد).
18. پرده از روى باطن مردم برداشته شود (و جنايتكاران و دنياپرستان و جاه طلبان شناخته شوند، يا بدان آشكار شوند يا علائم ظاهر شوند).
19. عمل شنيع لواط علنى شود (كما اينكه در انگلستان با گذراندن قانونى از تصويب مجلس لواط بلامانع شده است ).
20. خلاف ، پسنديده شود.


21. تجارت و كاسبى دچار سختى و تنگى شود و اشياء مورد درخواست كم شود.
22. تمام برنامه ها را با كمال گستاخى و خودسرى بر مبناى هواى نفس (دلم مى خواهد) پياده كنند.
23. ناسزا و فحش دادن به پدر و مادران را وسيله سرگرمى و مزاح قرار دهند.
24. آشكارا ربا بخورند و كوچكترين ترسى از خداوند نداشته باشند.
25. بى عصمتى و زنا در ميان مردم رواج پيدا كند (مراكز خودفروشى و زنا در دنيا با ابعاد گسترده اى بالاترين شاهد ماست ).
26. خشنودى و راضى بودن از زندگى و برنامه آن بسيار كم شود.
27. افراد سفيه و نادان زمام امور را به دست گيرند.
28. خيانت به انواع و اقسام مختلف در ميان همه طبقات زياد شود.
29. امانت را بى اهميت بدانند و به آن بى اعتنا باشند و افراد امين كم شوند.
30. افراد از اخلاق و كار خويش تعريف كنند.


31. نادانها به دليل نادانى خويش مشهورند.
32. مردم خانه هاى خود را بيارايند و ديوارهاى آن را زينت دهند.
33. قصرها و خانه ها بلند ساخته شود (مانند ساختمانهاى چندين طبقه اى كه آسايش و امنيت را از همسايه ها سلب مى كند.)
34. باطل را به لباس حق جلوه دهند.
35. زشتى دروغ از بين برود بحدى كه لباس راستى بر آن بپوشانند.
36. اگر كسى در كارش صحت عمل داشته باشد او را ضعيف بدانند.
37. پستى و لئامت و سرزنش يكديگر را به حساب عقل بگذارند (صاحبش را عاقل بدانند)
38. گمراه بودن و راه كج رفتن را هدايت بشمارند.
39. بيان را كورى بدانند (اگر به وسيله بيان ، حقايقى گفته شود كه به نظر آنها خوش نيايد بگويند اين شخص كور است و واقعيت دنيا را نمى بيند).
40. و خموشى را بى خردى بدانند.
41. دانشمند اگر بخواهد از علم خويش به نفع خود و جامعه حرف بزند او را جاهل و عملش را نادانى بدانند.
42. نشانه ها بسيار شود و علامتها يكى پس از ديگرى ظاهر گردد.
43. تحقيق نكرده سخنان دور از حقيقت بگويند (مردم را متهم كنند و بدون دليل آبروى بندگان خدا را بريزند).
44. آسياى مرگ بر سر جامعه بچرخد (جنگهاى خانمانسوز به راه بيندازند و افراد بيگناه را قتل عام كنند، مانند بمباران مناطق مسكونى و غير نظامى و..).
45. مردم از نظر بينش و ديد قلبى كور شوند و حقايق را نبينند (مانند جناياتى كه از زمامداران خود مى بينند و در عين حال مى گويند خوب است ).
46. كارهاى ناپسند بر اعمال خوب غلبه پيدا كند (مردم طرفدار كارهاى بد شوند).
47. محبت نسبت به يكديگر وصله رحم از دلهاى مردم برداشته شود.
48. تجارت و بازرگانى زياد شود و مردم كارهاى باطل و ناچيز را نيكو بدانند.
49. جان خود را به يكديگر به خاطر شهوتهاى زيادى كه دارند، بذل كنند.
50. كارهاى بزرگ را آسان شمارند (نظير جنگ با دولتهاى بزرگ ).
51. از پوشيدن پوستهاى حيوانات حرام گوشت (يا ذبح شرعى نشده ) باكى نداشته باشند.
52. جامه هاى نرم و زيبا و نازك بپوشند (و بدن آنها از روى لباس پيدا باشد).
53. رغبت به دنيا پيدا كنند و آن را بر آخرت مقدم بدارند (اعمال بد مردم گواه اين مطلب است ).
54. رحم از دلهاى همه مردم برود (اعم از زمامدار، تاجر، كاسب ، زن ، شوهر و غير آنها).
55. فساد جنبه عمومى پيدا كند (خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو).
56. قرآن را به بازى بگيرند (از نام آن و آياتش به نفع اهداف شوم خود سوء استفاده كنند).
57. اموال بيت المال (وجوه شرعيه ) را مال شخصى خود بدانند يا حقوق شرعيه مال خود را ندهند و بگويند مال خودمان است .
58. مسكرات را با تغيير نام حلال بدانند.
59. در وقت دادن زكات مال خود خيانت كنند (كم بدهند يا جنس نامرغوب عرضه كنند).
60. ربا را به نام خريد و فروش و اجاره دادن محلى از مقروض بگيرند.
61. در فسق و فجور مردها با مردها و زنها با زنها برابرى كنند.
62. به نافرمانى از خداوند (گناه كردن ) مباهات كنند.
63. دلهاى مردم پر از تكبر و نخوت شود و ظلم و جور در پادشاهان و نادانى در مردم (زير بار ظلم رفتن ) ظاهر شود.
64. در چنين وضعى ديندار بايد دين خود را بردارد و از اين طرف به آن طرف و از اين قله كوه به آن قله و از اين دره به دره ديگر برود تا سلامت دين داشته باشد.
65. از اسلام باقى نماند جز اسمى و از قرآن باقى نماند جز رسمى (قرآن در دلها كهنه شود و فقط اسم و رسمى از آن باقى بماند).
66. قرآن بخوانند در حالى كه از گلوگاه و استخوان ترقوه و گردن نگذرد و از وعده هاى خداوندى و وعيدهاى آن عملا در ميان مردم خبرى نباشد و از خداوند نترسند و به ياد او نباشند و از ناسخ و منسوخ قرآن بى خبر باشند.
67. در اين حالات مساجدشان آباد باشد اما دلهاشان از تقوا و ايمان تهى .
68. علما و دانشمندان آن زمان بدترين مردم روى زمين باشند و تمام فسادها و فتنه ها از ناحيه آنها برخيزد و بازگشت همه آنها (فتنه ها) به سوى خود ايشان است .
69. مردم خيّر و نيكوكار و مراكز خير از بين برود اما اهل شر و فساد بمانند.
70. مردم به خداوند عالم در كارهايشان بى اعتنا باشند و اعمالشان از روى تحقيق نباشد.
71. تنها محبوب مردم دينار و درهم باشد (ثروت دنيا از هر راهى كه بيايد، حلال يا حرام ، مانعى نداشته باشد).
72. هر قدر ثروتشان زياد شود باز بگويند فقيريم .

برچسب‌ها:
تاريخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 00:21 | نويسنده : salameycity
توصیه آیت الله بهجت برای مقابله با فتنه آخر الزمان
تاریخ انتشار : جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۲۵
 
 
خدا کند ولو با تقیه کردن ، از طریقه اهل حق و اهل بیت (ع) مخذول نشویم .
توصیه آیت الله بهجت برای مقابله با فتنه آخر الزمان
به گزارش جهان به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ در کتاب «پرسش های شما پاسخ های آیت الله بهجت» آمده است: خدا کند ولو با تقیه کردن ، از طریقه اهل حق و اهل بیت (ع) مخذول نشویم . گرفته شدن ایمان از اهل ایمان کشته شدن آنها بدتر است در روایت است که فتنه هایی بر اهل ایمان می آید (فتن کقطع اللیل المظلم) فتنه هایی همانند پاره های شب تاریک! ما این همه ابتلائات را می بینیم و می گویید آیا(فتن کقطع اللیل المظلم) است یا نه؟! و آیا _نعوذبالله_ طریقه حقه اهل بیت (ع) حق است یا باطل ؟!با این همه رخدادها که می بینیم و برای ما پیش بینی و پیشگویی کرده اند، باز شک و تردید داریم!

این ابتائات و گرفتاری ها تا چه اندازه است لطفا بیشتر توضیح دهید؟

ائمه ما (ع) هزار سال پیش خبر داده اند که گرفتاری و ابتلائات برای اهل ایمان به حدی خواهد بود که عده کثیری از آنان از ایمان خارج می گردند!

در عصر غیبت مسلمانان با گرفتاری ها و بلاهای زیادی دست و پنجه نرم می کنند شما فکر می کنید که باید چه کار کنند و چه چاره ای بیندیشند؟

خدا می داند که چه بلاهایی بدتر از این در زمان غیبت آن حضرت برسر مسلمانان آمد و می آید ! آلمان در مدت کوتاه،چهارده کشور اروپایی را شکست داد که بزرگترین آن ها یونان بود و سقوط آن بیست و پنج روز طول کشید ! بنابراین ممالک اسلامیه در نزد آنها ، هر کدام یک لقمه است! ولی پیشرفت به سرعت ، لازمه اش غفلت از دشمن پشت سر است که خداوند هر کدام تز قدرت های شرق و غرب را معذب و رقیب دشمن مقابل خود قرار داده است و ظاهر این است که تا قیام حضرت حجت(عج) اسم اسلام باقی است. (لایبقی من الاسلام الا اسمه) از اسلام بجز نام آن باقی نمی ماند .

اگر دو گروه در برابر هم قرار گرفته و با یکدیگر در حال جنگ باشند و یک فرد از این دو گروه را پیدا می کرد و رئیس گروه دیگر را می ربود گروه بی رئیس یکی از دو راه را دارند:یا باید تسلیم شوند و یا بدون رهبر با دشمن مخالف بجنگند. حال ما مسلمانان با کفار تقریبا همین طور است... آیا نباید مواظب و محافظت کنیم؟....از جمله راههای محافظت و مراقبت این است که اولا فریب کفار را نخوریم ، ثانیا : آن چه را که به ما هدیه می دهند،تا مجذوب آنها شویم و از این راهبر ما مسلمانان و منلفع ما مسلط شوند و برما ظلم و ستم کنند،قبول نکنیم....

برچسب‌ها:
تاريخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 00:20 | نويسنده : salameycity

خصوصیات آخرالزمان از زبان آیت‌الله قرهی

آیت‌الله قرهی در شب میلاد حضرت بقیة الله الاعظم گفت: یکی از خصوصیات آخرالزمان این است: موقعی که انسان‌ها پیشرفت ظاهری می‌کنند، از درون، تهی می‌شوند و آن حقیقت را در دانش ظاهری می‌بینند و لذا علم و دانش ظاهری، آن‌ها را از حقیقت انسانی دور می‌کند و همان‌گونه که روایات شریفه تبیین می‌کنند، خونریزی‌ها به خاطر همین دنیاطلبی در آخرالزمان بیشتر می‌شود.
شهدای ایران:  متن سخنرانی آیت‌الله قرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) که در شب میلاد حضرت بقیة الله الاعظم(اروحنا فداه( که در مورد خصایص آخرالزمان از لسان مبارک امیرالمؤمنین(ع) بیان شد اکنون از نظر شما می گذرد.

خصایص آخرالزمان از لسان مبارک امیرالمؤمنین(صلوات الله و سلامه عليه) «بَقِيتُ اللهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين‏»[1] آنچه که فقط مؤمنین درک می‌کنند و بهترین مطلب برای خودشان می‌دانند، «بقیةالله» است. اگر این مطلب را درک کنیم که آنچه برای انسان‌ها خیر است، وجود مقدس آقاست؛ آن موقع جزء مؤمنین می‌شویم.

چطور انسان بفهمد یک فرد برای او از همه مطالب، بهتر است؟

در کتاب شریف بحارالانوار و هم‌چنین کتاب الارشاد شیخناالاعظم آمده که وجود مقدس پیغمبر اکرم، خاتم رسل، محمد مصطفی(صلي الله عليه و آله و سلم) بیان می‌فرمایند: زمانی می‌رسد که اولاد مرا مانند بنی‌اسرائیل مقهور می‌کنند، کسانی می‌آیند که به ظاهر وعده‌هایی به آن‌ها می‌دهند، ولی دنیا به سمت زشتی‌ها و گناه می‌رود، طوری که در شهوت، مردان به مردان بسنده می‌کنند و زنان به زنان! طوری شود که زنان چون مردان به عنوان الگوی خوبی‌ها می‌گردند و منکر نزد مردم معروف و معروف نزد مردم منکر می‌گردد. آن موقع خدا شما را امتحان می‌کند که اگر شما در آن زمان بودید، فقط باید امیدتان به ستاره‌ای از جانب مشرق باشد که مثل ماه شب چهارده بدرخشد و چون وعده را دیدید، توبه کنید و به او بگروید، تا نجات یابید.

امیرالمؤمنین(صلوات الله و سلامه عليه) در خطبه‌ای که به عنوان خطبه البیان است، خصایصی از آخرالزمان بیان کردند. گرچه بعضی از آقایان در مورد سند آن، نکاتی را بیان کردند، اما بعضی دیگر مثل میرزای قمی(اعلي الله مقامه الشريف)، آن هم در آن زمان، می‌گویند: مطالبی که در این روایت هست، محقق می‌شود، کما این‌که شده و جالب این است که خیلی‌ از آن‌ها در این زمان که آن بزرگان ما نیستند، دارد محقق می‌شود.

این خطبه، خطبه‌ای طولانی است - که سند از ابن‌عباس است و نکات بسیار خوبی راجع به سند آن وجود دارد، اما الان جایگاه بحثش نیست - و حضرت در یک قسمت از آن می‌فرمایند: من شما را خبر می‌دهم از آنچه که در آخرالزمان به وقوع می‌پیوندد و تا خروج صاحب‌الزمان این‌گونه خواهد بود. زمانی می‌رسد که این خصلت‌ها به وجود می‌آید: مرگ در فقهای بزرگ نمایان می‌گردد. امت، نمازها را ضایع می‌کنند و از شهوات پیروی می‌کنند - من می‌خواهم «بَقِيتُ اللهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين‏» را بیان کنم. لذا به این روایت دقت کنید - امانت‌داری کم و خیانت‌ها فراوان می‌شود. مردم مسکرات را علن می‌خورند. دشنام دادن به پدر ومادر از ناحیه فرزندان گاه علن می‌گردد. کاری می‌کنند که گناه زیاد می‌شود. کارهای خوب کم‌رنگ می‌شود. برکت از سال و ماه و هفته و روز وساعت برداشته می‌شود (همان‌طور که الآن داریم می‌بینیم، سال که می‌آید سریع تمام می‌شود، مثل الآن که سه ماه از سال گذشته!) آب و هوا دگرگون می‌شود و در فصل باریدن، باران، به سبک دیگری می‌شود. بادهای سرخ شهرها را فرا می‌گیرد. پسر، کینه پدر و مادر را به دل می‌گیرد و نصیحت آن‌ها را به عنوان بدی می‌بیند. بعضی از مردم، چهره‌های پاکیزه، ولی باطن زشت دارند (مثل بعضی از افراد که در غرب می‌بینیم با چهره‌های به ظاهر خوب هستند، ولی چه خون‌ریزی‌هایی می‌کنند!) هر که با آن‌ها معامله کند، ستم می‌کنند. دل‌هایشان دل‌های شیاطین است. آن‌ها از گیاه سدر، تلخ‌تر و از مردار، گندیده‌تر و از سگ، نجس‌تر و از روباه حیله‌گرترند. آز و طمعشان از مشعب(مشعب در عرب یک ضرب‌المثل است که می‌گویند: فلانی، مشعب است.

ظاهراً یک کسی در دوران جاهلیت بوده که خیلی حرص و ولع می‌زده و به این عنوان معروف شده) بیشتر اینان منکر را انجام می‌دهند و کسی نمی‌تواند نهی‌شان کند. با کسانی که منکر را مقابله می‌کنند برخورد می‌کنند و تکذیبشان می‌کنند، (کما این که الآن همین‌طور است و من می‌خواهم بگویم این روایت از همه لحاظ صحیح السند است). کسانی را که نهی از منکر می‌کنند، انسان‌های پست می‌دانند (مانند تعبیری که امروزه دارند و می‌گویند:  این‌ها تندرو هستند تا بدین ترتیب مردم از آن‌ها روی بر‌گردانند) و می‌گویند: اگر آن­ها را دیدید، به آن­ها اعتماد نکنید. مردم در مال همدیگر ورود پیدا می­کنند، ربا حلال می­شود، خوردن مسکرات و سخنان شر و فتنه‌انگیز زیاد می­گردد (عجیب است حضرت چقدر عالی بیان می­فرمایند!)، آوازه­خوانی، غنا و ساز و نوازهایی که وجود دارد، پر می­شود. فقیر در میانشان خوار و پست و مؤمن، ناتوان و بی­عرضه جلوه داده می­شود (مثل الآن که به هر کس که مؤمن است و می‌خواهد نهی از منکر کند، می‌گویند: این‌ها بی­سواد و بی­عرضه­اند)، دانا در نزدشان بی­قدر است. فاسق در نزدشان گرامی است. ستمگر در نزدشان بزرگ است. ناتوان در نزدشان ناچیز است. صاحب قدرت در نزدشان مالک و ثروت در نزدشان دولت است. امر به معروف و نهی از منکر نمی­کنند. زکات مال خود را پرداخت نمی‌کنند. مردان، کورکورانه از زنان خود فرمانبرداری می­کنند (همین بحثی که الآن به عنوان زن­سالاری هست). پدران هر کار زشتی را از فرزندان خود ببینند، چشم می­پوشند و خوشحال و مسرور می­گردند و آن­ها را از انجامش برحذر نمی­دارند.

عزیزان! دقت کنید که امیرالمؤمنین(صلوات الله و سلامه عليه) در خطبه البیان دارند این‌چنین نشانه­های آخرالزمان را بیان می­کنند: مرد از زن خود عمل زشت را به رأی العین می­بیند، ولی او را نهی نمی­کند، بلکه گاه تشویق به آن می­کند (مثلاً می­بیند با وضعیت بد بیرون می‌آید و خودش را برای دیگران جلوه می­دهد، اما او را نهی نمی­کند؛ تازه گاهی می­گوید: من اصلاً دوست دارم این‌طور بیرون بیایی. در مشاوره‌هایی تلفنی‌ که داریم، یک بار خانمی زنگ زده بود و می­گفت: من چه کنم، همسرم به من می­گوید: إلا و بلا باید تو هم مثل خانم­های دیگر آرایش چنین و چنان کنی و موهایت حتماً باید بیرون بیاید. این خانم گریه می­کرد و می­گفت: من باید چه کار کنم؟! او می­گوید: خوشم نمی­آید حجاب داشته باشی، این­طوری  مثل امل­ها می­مانی. وقتی خانم­های بیرون را می­بینم و وضع تو را می­بینم، از تو خوشم نمی­آید).

خوراک این­ها از حرام می­گردد، ذبح این­ها مشکوک است (این‌ها مواردی است که الآن داریم می­بینیم، مگر نیست؟!) زنانشان رقاصه و خواننده می­شوند. مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا می­کنند. زنان بر زین اسب­ها و مرکب­هایی سوار می­شوند (حالا چرا اسب و مرکب می­گویند، شاید منظور، چیز دیگری مثل امروز باشد) و بر شوهر خود استیلا دارند و در هر امری سلطه خود را اعمال می­کنند. در آن زمان نوای اهل فجور بلند است و مردم فساد و غنا را دوست دارند. غنا در کوچه و بازار بلند است (شاید همین باندهای ماشین‌ها باشد که گاهی می­بینی یک ماشینی از کوچه و بازار رد می‌شود و صدای ضبط آن در همه جا می‌پیچد).

علمایشان سرزنش می­شوند (ببینید! الآن وقتی بعضی از اعاظم، بزرگان و علماء ما تذکر می­دهند که آقا! چرا این­طور است؟ تازه سرزنششان هم می­کنند). در میان این­ها ریختن خون فراوان می­گردد، قضاتشان رشوه­گیر می­شوند (اصلاً هر چه که امیرالمومنین(صلوات الله و سلامه عليه) در خطبه البیان فرموده: این­ها علائم آخر الزمان است، کأن الآن همین حال را دارد(.

تاجر در تجارت خود دروغ می­گوید، زرگر در زرگری خود و هر صاحب صنعتی در صنعت خود فریب می­دهد. کسب­های حقیقی، اندک و کسب­های دروغین، زیاد گردد. دانشمندان و دانایان می­میرند. دل­ها فاسد می­شود. گناه رو به فزونی می‌رود و قرآن به کنار گذاشته می­شود. در مساجد، آلات موسیقی رواج پیدا می­کند. مردم به هم خیانت و کینه و دشمنی می­کنند. در این زمان اگر کسی باشد و عتاب نکند، اما در طول شبانه روز، مدام نماز بگزارد؛ چیزی در نامه اعمالش ثبت نمی­گردد و نماز او پذیرفته نمی­شود. در مساجد، سازها و نوازها به صدا درآید، اما کسی نیست که آنان را از این عمل بازدارد. کردارشان از سر توحش است و اقوال اینان فقط و فقط چابلوسی به دنیاست. بدعت‌ها آشکار می‌گردد.

حضرت این نکات را که بسیار طولانی است، می‌فرمایند تا بدین جا می‌رسند که طبقه‌بندی می‌کنند و می‌فرمایند: در آخرالزمان که نزدیک به ظهور فرزندم است، طبقات انسانی به وجود می‌آید: اول فتنه از شام شروع می‌شود. شما در هفت طبقه هستید:

طبقه اول کسانی هستند که تقوا در آن‌ها فزونی است و پرهیزگار و سرآمد هستند.

طبقه دوم اهل بذل و بخشش و مهربانی هستند.

طبقه سوم اهل پشت کردن به یکدیگر و بریدن از هم هستند.

طبقه چهارم اهل سگ صفتی و رشک بردن به یکدیگر هستند.

طبقه پنجم اهل باد به بینی افکندن و تکبر هستند.

طبقه ششم اهل خونریزی و اضطراب و صفت‌های بد هستند.

طبقه هفتم اهل مکر و ستیزه‌جویی و فاسق بودن هستند.

وقتی این‌ها آمدند، مرتکب شهوات علن می‌گردند. شهرها را خراب می‌کنند. خانه‌ها را انهدام می‌کنند. طبقه لعنت‌شده‌ای هستند که این طبقه، حیا را کنار می‌گذارند تا زمانی که فرزندم، مهدی بیاید، همین‌گونه خواهد بود. در بین مردم، وحشت به وجود می‌آورند. اضطراب زیاد می‌گردد، آرامش کم می‌شود. توکل به خدا کم می‌گردد.

حضرت می‌فرمایند: در این‌جا شما به خدا و به اهل الهی توکل کنید. دارد که حضرت در این‌جا به گریه می‌افتند و می‌فرمایند: از این‌جا به بعد فتنه‌های بیشتری رخ خواهد داد. وای بر کسانی که این فتنه‌ها را به وجود می‌آورند. کسانی هستند که هیچ‌گاه به واسطه این اعمال زشتی که انجام دادند، دعایشان مستجاب نمی‌گردد. مردم چون به فسق و گناه علن دچار شدند، آن‌ها بر این‌ها مسلط می‌شوند و هیچ خیری در زندگی نمی‌بینند. کفار زمام امور مسلمین را در دست می‌گیرند. هر کس نافرمانی کند، او را بکشند.

حضرت می‌فرمایند: وای بر کوفه و آنچه بر او خواهد آمد. سفیانی اسب‌های قوی و وسایل قوی‌ای استفاده می‌کند (حضرت به عنوان مرکب بیان کردند که بعضی به عنوان اسب بیان کردند، اما مرکب هر آن چیزی است که بر آن سوار می‌شوند) و بر این مردم می‌تازد.­ چون شیران بر این‌ها وارد شوند. اینان تله‌هایی از کشته‌ها بر زمین می‌گذارند و خون‌ها را جاری می‌کنند.

حضرت می‌فرمایند: شخصی است که نامش با حرف شین آغاز می‌شود (این شاید رمز باشد)، جوانی که اشتر است (یعنی پلک او روی چشمش افتاده) فرمانده آن‌ها می‌گردد. نشانی از خروج سفیانی خواهد بود. پایگاه‌هایی در شام، کوفه، موصل، حمص و ... قرار می‌دهد. حمله او به حمص اولین حمله است (همان‌طور که می‌دانید در سوریه اولین جایی را که گرفتند، همین جا بود). بعد به چند قریه دیگر می‌تازد و موصل و بغداد هم گرفتار خشونت‌ها و خونریزی‌های زیاد می‌گردد.

الآن موصل را ببینید، گویی حضرت برای امروز ما دارند بیان می‌کنند. ما دوازده سال پیش علائم ظهور را بیان می‌کردیم که قبل از شهادت شهید حکیم(اعلي الله مقامه الشريف) بود. الآن این‌ها را فقط می‌خوانم و نکاتش را نمی‌گویم. آن‌جا نکاتش را گفتیم، بعد هم پشیمان شدیم و بعضی از نوارها هم نیست شد. اتفاقاً خصوصی هم بود. در آن‌جا بیان کردیم: سه روز در پل بغداد می‌مانند. آقای حکیم، نفس زکیه‌ای که باقر است، می‌رود، شهید می‌شود. لذا اول نفس زکیه، شهید محمدباقر حکیم(اعلي الله مقامه الشريف) بود.

حالا به ادامه روایت دقت بفرمایید: نبردی سخت واقع می‌گردد که از فلسطین شروع و تا سوریه ادامه می‌یابد و موصل و بغداد و کوفه و دیگر مناطق را دربرمی‌گیرد. سفیانی، هر کس را که نامش محمد(صلي الله عليه و آله و سلم)، علی، فاطمه، حسن، حسین، جعفر، موسی، زینب، خدیجه و رقیه است، از روی بغض و کینه‌ای که به آل پیامبر دارد، به قتل می‌رساند. به شهرها رسولانی می‌فرستد تا بچه‌ها را برای او جمع کنند. روغن زیتون را برای آن‌ها آماده می‌کند و می‌جوشاند. بچه‌ها به او می‌گویند: اگر پدران ما نافرمانی تو را کردند، ما چه گناهی داریم؟! اما به سخنان آنان اهمیتی نمی‌دهد. آن‌ها را می‌کشد.

آن‌گاه به جانب کوفه رهسپار می‌شود. او کسی است که خون‌های زیادی در کوفه می‌ریزد. او کسی است که امر می‌کند به سپاهیانش که شما با زنان آزادید. شرب خمر برای شما در شام، حلال است. آن‌ها به انواع معصیت‌ها مشغول می‌شوند. پس از چندی سفیانی در حالی که حربه‌ای در دست دارد، زنی را به بعضی از یاران خود می‌دهد تا با او زنا کنند (من مدتی بود که فکر می‌کردم حربه‌ای که فرمودند چیست، حالا فهمیدیم همین فتوای جهادنکاحی است که اینان دادند). حتی او به یارانش می‌گوید: در وسط راه، جلوی چشم مردم چنین کاری را انجام بدهید تا مردم بدانند این عمل، قبیح نیست! (همین که علناً گفتند، منظور همین است).

بچه‌ها را از شکم زنان بیرون می‌آوردند (که همین کار را هم در سوریه کردند). اما به شما بگویم که آن روز، روزی است که بسیار بسیار نزدیک است که هر کس در آن زمان باشد، امید به این داشته باشد که ظهور نزدیک است (شاید همین که آیت‌الله بهجت فرمودند: پیرمردها هم امیدوار باشند، همین است. ما کلیپی از ایشان دیدیم که بعد از درس خارج خدمت آقا رفتند و گفتند: آقا! آیت‌الله ناصری گفتند که شما این مطلب را گفتید، صحت دارد؟ آقا فرمودند: البته بنا نبود که این‌طور بیان شود و ...؛ یعنی به تعبیر عامیانه قضیه را پیچاند ولی نفرمود که من نگفتم. چون می‌دانید خیلی از چیزها را نباید بیان کرد و إلا بداع به وجود می‌آید(.

طایفه ترک لشکرآرایی می‌کنند. پادشاهان با آل هاشم در می‌افتند (شاید منظور همین وجود نازنین امام راحل و امام المسلمین باشند که از آل هاشم هستند) ولی ذلیل می‌گردند و هیچ کس بر آل هاشم پیروز نمی‌گردد. تا آن که قائم می‌آید! نکاتی هم هست که حضرت به رمز می‌فرمایند که من بیان نمی‌کنم.

رو آوردن به ایرانیان، سبب حفظ دین مسلمانان!

حالا می خواهیم برسیم به همان آیه که فرمودند: «بَقِيتُ اللهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين‏». در این‌جا باز روایتی را می‌خوانم که خیلی جالب است، این  روایت در جلد 57 بحارالانوار است. وجود مقدس خاتم‌الانبیاء، محمد مصطفی در روایتی که کوتاه‌تر است، می‌فرمایند: زمانی که ظلم زیاد شد، بی‌عفتی زیاد گردید، گروهی با جلال و جبروت که نه از عرب هستند و نه از ما هستند، بر عرب مسلط می‌شوند و با آن‌ها با نام خدا و برای خدا قیام می‌کنند. در آن موقع مؤمنان ارزش خود را نشان می‌دهند. «يُجَاهِدُهُمْ فِي سَبِيلِ اللهِ قَوْمٌ أَذِلةٌ عِنْدَ الْمُتَكَبرِينَ فِي الْأَرْضِ مَجْهُولُونَ‏ وَ فِي السمَاءِ مَعْرُوفُون»، این‌ها در زمین مجهول اما در آسمان، معروف هستند، (همین شهدای گمنام) که این‌ها با کافران نبرد می‌کنند و آن‌ها را خوار و ذلیل می‌کنند. هر کس در آن زمان بود، به سمت آن‌ها برود.

من حالا نکته‌ای را بگویم و در این شب این مطلب را برای شما بیان کنم. وجود نازنین سید حسن نصرالله، این سید عظیم‌الشأن بیان فرمودند: موقعی که شهید سید عباس موسوی و شهید موسی صدر(اعلي الله مقامهما الشريف) - که ما قائل به این هستیم که شهید شدند و قبلاً هم که می‌گفتند: آثاری هست، من بیان کرده بودم که ایشان را شهید کردند - به شهادت رسیدند و انقلاب پیروز شد، فهمیدم که باید به این سمت برویم و عرب‌ها اگر بخواهند دینشان را حفظ کنند، امروز باید به سمت ایرانیان بروند. لذا «خَيْرٌ لَكُمْ» به خاطر همین است. یک زمانی می‌رسد که مردم می‌فهمند، فتنه‌ها زیاد می‌شود و می‌فهمند که یکی باید بیاید که بتواند بالجد مقابله کند. «بَقِيتُ اللهِ خَيْرٌ لَكُمْ‏»، همین است. اگر کسی ایمان بیاورد، می‌فهمد که هیچ کسی جز بقیة‌الله نمی‌تواند کاری کند.

با توجه به علائم؛ ظهور، نزدیک است!

البته مژده هم به شما بدهم، گرچه بعضی موارد را نباید گفت اما عیبی ندارد می‌گویم: ایران در امن است، اما این بدین معنا نیست که ما غافل بشویم. ایران در امنیت است، داعش و ... نمی‌توانند در ایران کاری کنند، اما ما باید هشیار باشیم. عزیزان! فقط رو به تقوا بیاوریم. ظهور نزدیک است. چه زمانی است؟ نمی‌دانیم، ولی علائم می‌گویند که نزدیک است. کسی نمی‌تواند وقت تعیین کند، «کذب الوقاتون». اما نزدیک است. چه کنیم سرباز امام زمان شویم؟ اگر می‌خواهیم یار امام زمان شویم، باید بدانیم اس و اساس خصوصیت یاران امام زمان، اخلاق و تقواست.

عزیزان! گناه نکنیم. عزیزان! دختران من! حجاب را رعایت کنید. مراقب باشیم. پروردگار عالم با کسی عقد اخوت نبسته است. خداوند با همین ایرانیانی که در روایات این‌چنین از آن‌ها نام برده شده - که من در سخنرانی ایام الله دهه فجر روایاتی را که اتفاق انقلاب را بیان کرده، عرض کردم - عقد اخوت نبسته است. اگر خدای ناکرده به گناه مبتلا شدیم و از آرمان‌های مهدوی دور شدیم، به این مطالب نخواهیم رسید. آن «مکناهم فی الارض»، اول شرطش «اقاموا الصلوة» است. اقامه یعنی این که انسان، واقعاً خداپرست شود. قرائت نیست. بنده خدا شویم، «یرثها عبادی الصالحون» است، یعنی به بندگان صالح خواهد رسید. اگر این‌طور شدیم، خدای متعال عنایت می‌کند.

لذا این، مژده هست، ولی باید هشیار باشیم که غافل نشویم. من این مطلب را برای روحانیون در درس خارج بیان کردم، بگذارید علن هم بگویم، اگر می‌خواهید سرباز امام زمان شوید؛ بعد از واجبات و ترک محرمات، دو کار را انجام دهید:

به سمت حفظ قرآن بروید. چرایش بماند. اما هر کس می‌خواهد سرباز امام زمان بشود، چون آمدن حضرت نزدیک است، حافظ قرآن شود. ولو شده روزی دو آیه حفظ کنید، اما آن را شروع کنید.

دعای عهد را با این که برای صبحگاه است، اما در دو وقت بخوانید. یک بار صبح بخوانید. یک بار هم چون آخرالزمان است، در شب، موقعی که می‌خواهید بخوابید، بخوانید و همان‌طور که در درس اخلاق هم بارها بیان کردم: با آقا جان، امام زمان هم دقایقی صحبت کنید. البته همه هم به انجام این امور (حفظ قرآن و دو مرتبه دعای عهد خواندن در هر روز) موفق نمی‌شوند.

توصیه‌های برای رفع بلایا از شیعیان به خصوص شیعیان نجف و کربلا

توصیه دیگر این است که برای شیعیان به خصوص شیعیان نجف و کربلا دو کار انجام دهید:

صدقه مخصوص بدهید.

از فردا که نیمه شعبان است و از طرفی امشب که هم شب جمعه و شب رحمت است و هم شب نیمه شعبان، شب احیا و به نوعی شب قدر است؛ زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام را بخوانید.

این دو کار را برای حفظ کربلا و نجف انجام بدهید. در روایتی که بیان کردم، فرمودند که در کوفه هم وارد می‌شوند که من یک مقداری از آن را بیان نکردم که نترسید. اما به شما بگویم: قضای مقدره و معلومه با صدقه و دعا دفع می‌شود و برمی‌گردد. چون می‌دانید بعضی از علائم ظهور، علائم حتمی است. اما من به صراحت می‌گویم: حتی علائمی که حتمیه است، با دعا و صدقه می‌‌شود برگردد. ما یادمان رفته ولی این شرط یادمان نرود: ترک حرام و عمل واجب.

لذا به خصوص شما جوان‌های عزیز که آقا جان شما را دوست دارد، زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام را شروع کنید و صدقه بدهید، دفع می‌شود. اگر به این دو مقوله عنایت داشته باشید، به فضل الهی خواهید دید که به شدت این تروریست‌ها از بین خواهند رفت.

در این‌جا هم در جمع منتظرین، به دولت عراق توصیه می‌کنم که سپاه بدر باید احیا گردد. امام عظیم‌الشأنمان بعد از انقلاب، سپاه پاسداران را راه‌اندازی کردند، با این که بدنه ارتش عزیز ما خوب بود. سپاه بدر مجدد باید احیا شود. هر چه می‌خواهند تعبیر کنند، من اجمالا می‌گویم، اگر فهمیدند، فهمیدند: تا سپاه بدر و بسیج در عراق احیا نگردد، مکافات خواهد بود.

پروردگارا! به اولیاء، انبیاء و خصیصین درگاهت، آقاجانمان، امام زمان از ما راضی و خشنود بگردان.

خدایا! قسمت می‌دهیم دشمنان دین و قرآن و ناموس و مملکتمان، دشمنان جوانان عزیزمان، رأس این دشمنان، صهیونیسم جهانی، یهود - که به صراحت می‌گویم: همه این مطالب از یهود است و یهود، خبیث است - ریشه‌کن بگردان.

خدایا! به اولیاء و انبیائت قسمت می‌دهیم آن‌ها که به این نظام مقدس مهدوی چشم بد دارند، چشمشان را کور بگردان.

امام المسلمین، این سید عظیم‌الشأن حسنی، این سید حسینی، این سید علوی، این سید هاشمی، این نائب امام زمان، این سپه‌سالار امام زمان، این قائد عظیم‌الشأن را تا ظهور آقا جان و در کنار آقا جان محافظت بفرما.

خدایا! دشمنان این سید عظیم‌الشأن ما - که وجودش را وقف امام زمان و دین و نظام مهدوی کرده است - را نابود بگردان.

خدایا! ما را جزء یاران و سربازان نائب امام زمان قرار بده و به تبع ایشان، ما را جزء سربازان حقیقی آقاجانمان، امام زمان قرار بده.

خدایا! آنچه به خوبان عالمت مرحمت فرموده‌ای و می‌فرمایی، تفضلاً به ما مرحمت بفرما.

خدایا! آنچه در مقدراتت هست، به نحو احسن برای ما برگردان.

خدایا! آنچه خوبان عالمت دعا بلدند و ما از آن‌ها محرومیم، تفضلاً آن ادعیه را در حق همه ما مستجاب شده قرار بده.

ای قادر متعال! تو قادری، ظهور آقاجان در عمر ناقابل ما قرار بده.

ای خدا، روح مطهر امام راحل عظیم‌الشأنمان، آن آقای خوبی‌ها، آن عبداللهی که بالجد روح الله شد، آن مسیح را از ما راضی و خشنود بگردان. درجاتش عالی است، متعالی بگردان. سربازانش را که به شهادت رسیدند، با شهدا یکربلا محشور بگردان.

خدایا! آنچه دعا مدنظر داشتیم و به لسان جاری نگردید و یا در آینده مدنظرمی‌آید، به ادعیه زاکیه آقا جانمان، امام زمان به هدف اجابت برسان.

بالنبی و آله صلوات بر محمد و آل محمد(ص)
منبع: مهر

برچسب‌ها:
تاريخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 00:18 | نويسنده : salameycity

راه سعادت از زبان آیت‌الله بهجت

(بسم الله الرحمن الرحیم)

آیت‌الله بهجت می‌گوید: کوچک و بزرگ باید بدانیم یگانه راه سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است و بندگی در ترک معصیت است در اعتقادات و عملیات. آنچه را که دانستیم عمل کنیم و در آنچه که ندانستیم توقف و احتیاط کنیم تا معلوم شود.

 

 

عامل مؤثر و خطرناکی که می‌تواند اتصال میان بنده و خدا را قطع کند، برکات وجودی و زندگی را بگیرد و زندگی زیبا و بهشتی انسان را به زندگی جهنمی و تاریک تبدیل کند «گناه» است. امام صادق(ع) می‌فرماید: پدرم می‌فرمود: چیزی بیشتر از گناه دل را تباه نمی‌کند، زیرا دل مرتکب گناهی می‌شود و بر آن اصرار می‌ورزد تا وقتی که گناه بر دل چیره شود وارونه‌اش می‌کند.

بنابراین همانگونه که عبادت و بندگی خدای متعال، سعادت دنیا و آخرت و همچنین آرامش دل و جان را به ارمغان می‌آورد، گناه و معصیت نیز شقاوت و خسران دنیا و آخرت و همچنین دلهره، ترس، اضطراب و صدها پیامدهای دیگر را در پی دارد به طوری که پیامدهای شوم آن فقط در آخرت دامنگیر فرد گناهکار نمی‌شود، بلکه آثار زیانبار آن در دنیا نیز مشاهده می‌شود.

از این رو مسئله «گناه» را از منظر چند تن از اساتید اخلاق مورد بررسی قرار دادیم که بخش نخست آن در ادامه می‌آید:

آیت‌الله انصاری همدانی

مکروهات، قرقگاه معصیت است و آدم را تا لب جهنم می‌برد و از کجا معلوم که انسان را هُل ندهد پس سعی کنید از مکروهات بپرهیزید.

آیت‌الله بهاءالدینی

انسان از یک طرف به جایی می‌رسد که جبرئیل هم نمی‌تواند همراه او برود و از یک طرف مسیری را طی می‌کند که گرگ‌ها هم از پشت سرش بر می‌گردند و می‌گویند ما تا این اندازه حاضر نیستیم؛ این هر دو اختیارش دست خود بشر است: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا».

خیال نکنید که انسان از روز اول، معصیت کار بوده است اشتباهات، تو را بیچاره کرده است همچنان که بشر از اول معتاد نیست. کج‌سلیقگی مبتلایش کرده و الان دیگر نمی‌تواند کاری بکند. کج سلیقگی در اسلام و در راه حق و باطل از همه بدتر است.

ما هنوز خدا را نمی‌شناسیم منشأ آن این است که آلوده هستیم اگر می‌خواهی خدای تعالی به تو کمک کند و از برکات خدا کمال استفاده را بکنی با حرف نمی‌شود. در خلوت و جلوت باید محرمات الهی را ترک کرد، باید توطئه‌ها، دروغگویی‌ها، تهمت‌ها، کم‌فروشی‌ها، کلاه گذاری‌ها و شیطنت‌ها را که اسمش را عقل گذاشته‌ایم کنار بگذاریم.

منشأ همه اشتباهات، خود انسان است ما به آن انسان کامل کاری نداریم چون به آن نمی‌رسیم. باید همت ما این باشد که کسی را آزرده نکنیم، مال کسی را نبریم، غیبت کسی را نکنیم و برای نجات از رذایل اخلاقی تلاش کنیم. «عمل صالح» انجام واجبات الهی و ترک محرمات است اینها ایمان را تقویت می‌کند، معصیت و نافرمانی خدا کار را به جایی می‌رساند که ایمان را از انسان سلب می‌کند اینگونه نیست که بگویید ما ایمان داشتیم و الان هم داریم.

اگر در مسیر شیطان قرار گرفتی و حرکت شما حرکت شیطانی بود این ایمان هم از شما گرفته می‌شود؛ «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون» عاقبت امر مردم معصیت کار این است که دیگر ایمان هم ندارند.

معصیت، انسان را به شیطان نزدیک می‌کند و بندگی خدا، انسان را به خدا.

آیت‌الله بهجت

اگر جلوی خود را در ارتکاب معاصی نگیریم حالمان به انکار و تکذیب و استهزاء به آیات الهی به جایی می‌رسد که از رحمت خدا ناامید می‌شویم. تمامی ابتلائات و مشکلات به اختیار خود ما پیش می‌آید یعنی چون ما اطاعت خدا را به اختیار خود ترک می‌کنیم و معصیت او را اختیار می‌کنیم به ناچار سزای کارهای ما گرفتاری و بلا برای ما است.

اگر کمی از راه منحرف شویم شیاطین جنی و انسی بر ما مسلط می‌شوند اگر کسی راه نجاح و فلاح را پیدا کرد آسوده خاطر باشد که غرض همان است؛ عملاً پیمان ببندیم که در راه خدا باشیم و عزم بر خلاف نداشته باشیم و به گناهان صغیره نیز نزدیک نشویم.

جماعتی از اینجانب طلب موعظه و نصیحت می‌کنند اگر مقصودشان این است که بگوییم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر بگوییم و بشنوند عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.

کوچک و بزرگ باید بدانیم که راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است و بندگی در ترک معصیت است در اعتقادات و عملیات. آنچه را که دانستیم عمل کنیم و در آنچه که ندانستیم توقف و احتیاط کنیم تا معلوم شود.

ترک معصیت در اعتقادات و عملیات و نماز اول وقت، کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگرچه هزار سال عمر کنی!


برچسب‌ها:
تاريخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394 | 00:12 | نويسنده : salameycity

یکی از نشانه های آخر الزمان در بیان آیت الله بهجت

فرهنگ > دین و اندیشه - قسمتی از سخنان آیت الله بهجت با موضوع لزوم همدردی با مردم و مومنان و نیز یکی از نشانه های ظهور حضرت ولی عصر(عج) را به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وی بخوانید.
 

سعدى مى گوید:
بنى آدم اعضاى یکدیگرند - که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار - دگر عضوها را نماند قرار
مرحوم حاج شیخ عبّاس قمى در سفینة البحار روایتى نقل مى فرماید که گویا این شعر اقتباس از آن است.(1 )
اگر کسى در امثال و حِکَم و اشعار تتّبع کند، مى تواند مجموعه ى بزرگى از آثار جمع آورى نماید. در روایت این مضمون آمده است که:

گاهى مؤمن به غصّه و اندوه مبتلا مى شود و سبب آن را نمى داند. سبب آن ابتلا مؤمن دیگرى است به بلایى در اقصى نقطه هاى عالم. و گاهى رفع بلا از او، موجب شادى مؤمنین دیگر است. و گاهى یک مؤمن موجب رحمت و برکات براى مؤمنین دیگر مى شود.

آیا با این همه بلاها که براى مسلمانان به خصوص براى شیعه وارد مى شود، ما نباید هیچ غم و اندوه داشته باشیم؟ آیا باید بى تفاوت باشیم؟! یا باید حال ما در نگرانى و ناراحتى مثل این باشد که بلا بر سر خود ما مى بارد؟!

یکى از علایم آخرالزّمان و قیام و ظهور حضرت مهدى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ آن است که: «عِنْدَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ» هنگام سنگدلى مردم. (2)

در توقیع شریف به نقل از حضرت حجّت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ به این صورت آمده است: «وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاْءَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلوُبِ وَامْتِلاءِ الاْءَرْضِ جَوْرا.»؛ (ظهور بعد از گذشت زمان طولانى و سنگدل شدن مردم و پُر شدن زمین از ستم، خواهد بود.) در هر حال، با ما اتمام حجّت کرده اند که اگر در این زمان تکلیف خود را بدانیم و بدان عمل نماییم، باید از خوشحالى کلاهمان را به هوا بیندازیم، و در مواردى که اصالت برائت جارى نیست ـ مثل موارد دِماء و اموال خطیره و اَعْراض، و اسلام و ضروریات دین ـ به احتیاط عمل کنیم.

 پی نوشت ها:

 1. تا آن جا که ما تفحّص کرده ایم، این مضمون به صورتهاى مختلف در جوامع روایى آمده است، ولى در همه ى آنها سخن از مؤمنان است، نه همه ى انسانها و بنى آدم. بنابر این، این روایات بیانگر ارتباط روحى شدید میان خصوص مؤمنان مى باشد، نه همه ى انسانها. ر.ک: اصول کافى، ج 2، ص 166؛ بحارالانوار، ج 20، ص 127؛ ج 58، ص 148 و 150؛ ج 71، ص 234، 268، 274، 277 و 280 ؛ مستدرک الوسائل، ج 12، ص 217 و 424.

2. ر.ک: بحارالانوار، ج 51، ص 163؛ ج 52، ص 151؛ ج 53، ص 318؛ احتجاج، ج 2، ص 478؛ اعلام الورى، ص 445؛ خرائج، ج 3، ص 1129؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 236؛ غیبة الطوسى، ص 395؛ و کمال الدّین، ج 2، ص 516.


برچسب‌ها:
صفحه قبل12345صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران